تبليغاتX
hezbullahafghanistan@yahoo.comپست الكترونيك حزب الله افغانستان


 

 فتنه جو هنوز هم پنبه دانه در خواب ميبيند!

 چراغ

دراين روزها؛ باز هم نام  داكتر زلمي خليلزاد بر سر زبانهاست و بازهم عده يي كور خوانده زتاريخ؛ به دور وي پروانه وار ميچرخند تا با زنده كردن حاكميت بدون حكومت و سلطنت بدون مرز وي؛ باز ديگر عنان قدرت بدست گيرند و سرنوشت مردم را رقم زنند. ذكر كارنامه هاي سياه داكتر زلمي خليلزاد كه روزگاري از وي به عنوان وايسراي بوش در منطقه آسيا ياد ميگرديد؛ هنوز ذهن ها را ميگزد و ميوه تلخ سياست بازي هاي وي؛ دهن مردم افغانستان را بد بوي داشته است. او مهندس تمام بدبختي هاي امروز ما  بوده و لكه ننگني بر تاريخ روابط سياسي و دپلوماتيك جهان و بويژه امريكا – افغانستان ميباشد زيرا او فراتر از نورم ها و قواعد بين المللي به تثبيت منافع امريكا و مصالح تيم تيل فروش خود در پنتاگون اقداماتي كرد كه تبعات منفي آن تا هنوز بر روابط رسمي و احترام متقابل دو ملت افغانستان و امريكا سايه افگنده و حتي كنترول اوضاع را براي هموطنان امريكايي خود مشكل و پرهزينه ساخته است.

در روزگاري كه مردم ما تازه از زير شلاق استبداد و انحصار طالبان رهايي يافته و در پي هواي تازه بودند؛ آقاي خليلزاد با تيمي از طالبان نكتايي پوش ؛ با دستزني ها و اعمال نفوذ بر نشست افغانها در بن آلمان؛ فرصت هاي تاريخي براي تشكيل دولت وحدت ملي و بازسازي افغانستان را از كف اشتراك كننده گان كنفرانس گرفت و مصيبتي را به كشور و مردم ما ارمغان آوردند كه كمتر از وحشت طالبان نبوده و تا هنوز متاسفانه دوران باطل آن در گردش است. به همين علت است كه محتواي معاهده بن نزد افغانها كمتر از معاهده هاي ننگين گذشته نيست.

وي سوار بر بي -52 زماني در اين كشور آشوب زده پا گذاشت كه هزاران عسکر امريكايي شامل در ائتلاف بين المللي قبلا بر كشور استيلا داشتند و وي از هر چيز؛ تهيه غذاي چاشت رئيس جمهور گرفته تا محتواي سرود ملي و يا صدور اخطار به همسايگان و قدرتهاي منطقه را شديدا كنترول ميكرد و براي دوام پادشاهي پشت پرده خود؛ به دامن زدن سو تفاهمات قومي – زباني و مذهبي دريغ نكرد.

او با استفاده از كارت قومي و پاسپورت امريكايي خويش؛ بيشتر براي تثبيت موقعيت خود در بازي خونين افغانستان مصروف و متوجه بود تا حيثيت مردم امريكا و احساسات مردم افغانستان. گرچه بوش وي را به عراق فرستاد تا اگر شود كفاره گناهان را بپردازد و از شرش رهايي يابد؛ اما هنوز اين فتنه جو زنده است.

گرچه خليلزاد با پيشگيري سياست زور و تطميع امريكايي توانست رهبران زيادي را به زانو زدن در برابر خواستها و هوسهاي خود وادارد و از بعضي حتي سند غلامي و تسليمي بگيرد؛ اما امروز نبايد فرصت ديگر براي ماجراجويي و فتنه انگيزي وي داده شود و اين قصه حزين تكرار. شرم باد به آن رهبري كه اگر سودا استقلال و آبروي مردم دارد ؛بار ديگر اين مار افعي را براي بازي سياسي خود در آغوش گيرد و ننگ است بر هر افغان وطن دوستي كه با وي كنار بيايد و از وي دستور كار خير گيرد؛ زيرا نيك گفته اند كه آزموده را آزمودن خطاست.

بر دولت و شوراي ملي افغانستان است تا خليلزاد را ممنوع الدخول اعلان كرده و تمام دارايي هاي يغما برده منقول و غير منقول وي را استملاك كند و از دولت امريكا بخواهند تا بر فعاليتهاي سياسي او در رابطه به افغانستان محدوديت وضع كنند تا احترام و اعتماد متقابل في مابين ملتهاي هر دو كشور دوباره برقرار گردد و مداخله در امور ما نيز متوقف گردد.

از رسانه هاي كشور ميخواهيم تا از نشر و پخش اخبار مربوط به كمپاين انتخاباتي خليلزاد و دستياران وي ابا ورزيده و در صورت امكان وي را مانند بوش نيز رجم زنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388;ساعت 3:29;  توسط حزب الله افغانستان;  |