| 60سال جنايت در پناه آمريكا |
|
| ۲۲ فروردين ۱۳۸۷ | |
اينكه
چرا اسرائيل اينقدر براي آمريكا و دنياي غرب اهميت دارد براي مردم جهان
هميشه مورد سوال بوده است . اما پاسخ اين پرسش روشن است ! رژيم اشغالگر
قدس در واقع يك منطقه مهم و قطعه استراتژيك سرزميني براي آمريكا در قلب
دنياي اسلام محسوب مي شود و اساس و ريشه نفوذ آمريكا در خاورميانه به شمار
مي رود. |
ادامه مطلب...
آويني به روايت خاطرات باران خورده/ وداع شاهانه سيد شهيدان اهل قلم...
دماي جان تو با آب و هواي اين جهان سازگاري نداشت
با شوق، با کنجکاوي و با يک شاخه گل مريم به ديدارش رفتم - در دفتر سوره
-اولين بار بود او را ديدم ،دست داديم ،يک ديگر را بوسيديم. در اتاق بوي
کاغذ ،بوي گل مريم (که مي گفت مريم را بيش از هر گلي دوست دارد) و بوي
سادگي نجيبانه اي در هم آميخته بود .وداع شاهانه سيد مرتضي با زمين و زمان
براي آنها که سنگدل نشدهاند و بر گوش و چشم خويش پرده ندارند، حرف آخر
بود و اتمام حجت، اما حتي پيش از اين نيز، آشنايان ميديدند که سيد اصلا
سيد است، چيزي از مستي و بيخودي در خميرهي وجودش بود و برقي از حسرت و
گمگشتگي در نگاهش ميدرخشيد.
|
![]() |
- خبر شهادت تو آمد، جمعه بود، روز انتظار. رفته بودي روي مين. به همين سادگي! مريم فکر مي کرد که زخمي شده اي؛ فکر مي کرد ميان آن گرگ و ميش و سايه روشن صبح، ميان آرامش مطلق روزهاي بهاري بود که انگار رفته بودي تا گل هاي مريم را آب بدهي. عطر گل هاي باران خورده مريم اما، آن روز بدجوري در شهر پيچيده بود.
ديگر نداشت تو را اما...
مريم بچه ها را فرستاده بود تا مدرسه، فرستاده بود تا مثل تو شوند، فرستاده بود به اين اميد که آن روز آرمانش مي آيد و زير بال و پر افکار بچه ها را مي گيرد. مريم مي گفت: "مادر و پدرش آمدند، گفتند ديگر ندارمش!"
مي
گفت: "نمي دانم چه حالتي بود. فقط اين اتفاق را، در آن ساعت طبيعت، خيلي
روحاني ميديدم. اين وضع هميشه برايم عجيب بود که چهطور است عکسها هميشه
ميمانند و انگار زمان بر آنها نميگذرد. در آن لحظهها اين توهم
جاودانگي در عکس و تصوير برايم شکست. آن موقع يک دفعه حس کردم که اينها
چهقدر واقعيت ندارند و مرتضي چهقدر "هست"..."
غرب ناسپاس و کفر پيشه

خصومت غربي ها با اسلام بي وقفه در بستر تاريخ جريان داشته وهمچنان ادامه دارد و عامل آن را بايد در تجليات معارف اسلام کاويد، چون زماني که مي بينند در برابر درخشش خورشيد بي غروب اسلام، رياکاري هاي آنها رو به شکست نهاده براي سيراب کردن عطش شکست، اقدام به اهانت نسبت به اسلام و پيامبر (ص) مینمایند.
البته اين اسلام ستيزي هم زمان با ظهور اسلام و در عهد پيامبر اکرم (ص) آغاز شد و چنان که آيات کريمه (سوره مائده آيه 82) تاکيد ميورزد سر سخت ترين دشمنان اسلام همان کفار ويهوديان اند که آتش افروز فتنه ها ميباشند.
در تصديق اين حقيقت قرآني، قابل توجه است که امروز نيز عناصر فاسد صهيونيست، همان خط مشي گذشته گان شان را که قرآن متذکر شده، دنبال ميکنند و مسيحيت نيز در اين زمينه، بازيچه يهود بوده و شاهرگ اقتصاد، سياست و فرهنگ آنها در دست محافل صهيونيستي است. اين سياست ضد بشري وضد اسلامي در بسياري از کشورها و جديداً دنمارک و هلند رخنه
کرده است و نشانهء آن رفتار نا بخردانه يي است که کارگردان هلندی و روزنامه يي دانمارکي
نسبت به قرآن و پيامبر اسلامي (ص) روا داشت؛ نظير آنچه که در
گذشته نيز در دنياي غرب اتفاق
افتاده است.
دشمني و خصومت غربي ها با اسلام و مسلمين در حالي است که غرب، مديون فرهنگ و تمدن اسلام ومسلمين است. در آن زماني که غربي ها در لجنزار جاهليت و بربريت قرون وسطايي غرق بودند و ارتجاع مسيحي محاکم کليسايي و تفتيش عقايد، دانشمندان را محاکمه ميکرد و در آتش ميسوزانيد، اين مسلمانان بودند که نور علم، دانش، تمدن و فرهنگ را به غرب گسترش دادند و به قول گوستاولو بون غربي ها را تربيت کردند، که نمونه آن تمدن اسلامي در آندلس و شگوفايي علم و دانش در آن سر زمين تاريک و عقب افتاده است.
داکتر گوستاولوبون فرانسوي در اين باره ميگويد: "تمدن اسلام تسلط فوق العاده يي بر تمام عالم داشته است، نفوذ اخلاقي همين مسلمانان زائيده اسلام، آن اقوام وحشي اروپا را داخل در طريق آدميت نمود و ... تا ششصد سال استاد ما اروپائيان بودند."
غرب کافر پيشه، اين خدمت و نعمت را که اسلام برايش ارزاني داشت، با ناسپاسي تمام که خصلت و خوي غربي هاست پاسخ داد. نمونهء آن قتل عام هاي مسلمين در آندولس اسلامي، بيت المقدس و همجوم صليبيان خون خوار و وحشي بر کشورهاي اسلامي است که صفحات ننگباري از بربريت غرب را به نمايش گذاشت.
ماجراي تکان دهندهء جنگهاي صليبي به قدري براي جهان مسيحي و غرب رسوا کننده بوده است که پس از نهصد سال که از آن جنگ ها ميگذرد، در سال 1377 گروهي از مسيحيان آلباني به نام گروه عذر خواهي مسيحي در حرکت نمايشي به کشورهاي اسلامي سفر کردند تا از جنايات گذشته گان خود عذر خواهي نمايند. مدير امريکايي اين حرکت چنين اظهار کرده بود: "ما از آنچه در جنگهاي صليبي رخ داده شرمنده هستيم و هنوز برخي از تفکرات صليبي در ميان غربي ها رواج دارد." حقيقت همين است که بر زبان مدير آن گروه به صورت عذر خواهي جاري شده بود.
وقايع بوسنيا و هرزگوين (دهه هفتاد) و قتل عام هاي بي رحمانه مردان، زنان، کودکان و اعمال بي رحمانه ديگر نسبت به مسلمانان و نواميس آنها در قلب اروپا به دست صربها و حمايت غربي ها نشان داد که کينه ديرينه غرب با اسلام، آتشي است که هر از چند گاه شعله ور ميشود و اين در حالي بود که مجامع حقوق بشر غربي و محافل کليسايي به تماشا ايستاده و برخي نيز چون کليساي اردتوکس به رهبر جنايتکار صربها، نشان افتخار دادند، با اين که همين غربي ها در قضيه محکوميت سلمان رشدي مرتد، به دليل اهانتي که به اسلام و پيامبر (ص) نموده همواره از حقوق بشر و آزادي سخن ميگويند و کتاب کفر آميزش را به زبان هاي مختلف چاپ ميکنند و اکنون مي بينيم که هر کجاي ديگر جهان اسلام که جنايات وکشتار وفساد رواج شده است! جاي پاي امريکا و غرب ديده ميشود نظير آنچه در فلسطين و عراق و افغانستان ميگذرد، امروزه نيز شاهد صليبی گري ديگري به شيوهء جديد آن و اين بار از سوي روزنامه يي دنمارکي وکارگردان هلندی زير نگاهي محافل کليسايي و مجامع مدعي حقوق بشر هستيم.
اما آنچه که مسلم است اين اهانت به اسلام و پيامبر (ص) واکنش نفوذ و گسترش اسلام واقعي کفر ستيز است که وحشت در دل غربي ها افتاده و بارها به آن اعتراف کرده اند، و هر شخص هم در اين راستا فعاليت نمايد محکوم خواهد شد و آنجا ديگر آزادي بيان کار بردي نخواهد داشت که نشانهء آن رفتار نا بخردانه يي است که محکمه يي سوئيسی درباره نويسنده يي داشتند که با ارايه اسناد تاريخي به انتقاد از يهوديان و مظلوم نمايي هاي شان پرداخت؛ مانند آنچه که در محکمه هاي فرانسوي نسبت به "روژه گارودي" عمل شد و اين نشان ميدهد که عوامل صهيونيستي در کشورها رخنه کرده و آنها را به بازيچه گرفته است.
همچنان که رسانه هاي عمدهء جهان (از جمله روزنامه دانمارک) نيز در دست اين شياطين فاسد است. به هر حال به جاست تا دولت آقاي کرزي مراتب انزجار دولت و ملت افغانستان را به اطلاع مقامات دانمارکي و هلند برساند و به عنوان يک کشور اسلامي از آنها بخواهد تا از چنين اقداماتي در آينده جلوگيري گردد. اگر دولت در اين مورد عکس العمل جدي از خود نشان ندهد، ممکن است مانند قضيه اهانت به قرآن شريف که در گوانتانامو صورت گرفته بود، بار ديگر خشم مردم به جوش آيد که عواقبي خوبي در پي نخواهد داشت.
گروهي دیگری که در اين قضيه از خود بايد عکس العمل شديد نشان دهند، رسانه ها و مطبوعات کشور ميباشند، افشاي چهره واقعي دنياي غرب و فرهنگ شکست خورده و خوي اسلام ستيزي آنان و بيدار ساختن جامعه امروزي، يک وظيفه است بر دانشمندان، محققان، صاحبان قلم و سخن، مسؤولان متعهد و آناني که به هر نوع بتوانند، سلاح تبليغي به دست گيرند و به مصاف آيند. اگر کمي دقت کنيم، دنياي غرب در برابر تجلي پر صلابت اسلام آنچنان زبون و بيچاره شده اند که قابل تصور نبوده است و اين خود باعث دلگرمي است.
خلاصه اين که، اين مساله يک آزمايش الهي و تاريخي است براي انديشمندان، محققان و نويسنده گان ما و آينده گان نيز درباره آن قضاوت ميکنند و محکمه عدل الهي در آخرت به انتظار ماست.
|
يک قرن عمليات تروريستي آمريکا در جهان پس از جنگ جهاني دوم، آمريکا دست کم بيست کودتا در کشورهاي مختلف جهان به راه انداخته است و همزمان سازمان جاسوسي CIA طرح ترور دهها تن از رهبران مردمي در اين کشورها را به مورد اجرا گذاشته است. در اين گزارش نگاهي گذرا به تروريسم دولتي آمريکا در يک قرن اخير مي اندازيم. |
![]() |
ادامه مطلب...
|
ترس شديد آمريكا از حضور شاخههاي وابسته به حزبالله در نقاط مختلف جهان روزنامه صهيونيستي "معاريو" در گزارشي فاش كرد كه آمريكا بيش از رژيم صهيونيستي از نفوذ و قدرت گرفتن حزبالله وحشت دارد. |
![]() |
به گزارش سرويس بين الملل برنا، اين روزنامه در ادامه نوشت: در اين زمينه، کميته روابط خارجي کنگره آمريکا گفتگوهايي را با عنوان «موفقيتهاي جهاني حزبالله» برگزار کرد که در آن اعضاي کنگره، مجلس سنا، مسئولان وزارت خارجه و مسئولان بخش مبارزه با تروريسم BFI شرکت کردند.
جلسه با بررسي سخنان سيد "حسن نصرالله" دبيرکل حزب الله لبنان شروع شد که مي گفت: شعار مرگ بر آمريکا تنها يک شعار نيست. مرگ بر آمريکا براي ما سياست، استراتژي و ديدگاه است.

و بهار میآيد؛
با همه زیبایی و طراوتش.
و بهار میآید؛
برای آنکه به خورشید بیاموزد، هنر تابیدن را.
و بهار میآید؛
برای رویاندن دانههای نهفته در دل سیاه و سرد خاک.
و بهار میآید؛
برای آنکه شکوفههای درختان و گلهایی را بشکفاند، برای ثمر بخشیدنشان در آیندهای نچندان دور.
و بهار میآید؛
برای جاری کردن چشمهسارهای زلال آب، از دل کوههای سخت و تپه های سنگی.
و بهار میآید؛
برای به هدیه آوردن رایحههای بهشتی.
و بهار می آید؛
برای آنکه در گوش پرستو، از دوری زمستان بگوید و زمزمه کند شروعی نو، برای ساختن لانهای جدید.
و بهار میآید؛
برای شستن سیاهیهای نشسته بر در ودیوار شهرمان.
و بهار میآید؛
برای طراوت و جان بخشیدن...
و تو ای بهار جانان بیا...
بیا برای آنکه زندگی و طراوت میبخشی به دلهای مردهمان.
و تو ای بهار جانان؛
بیا که خورشید تابندهای بر ظلمت انسان.
و تو ای بهار جانان؛
بیا که برویانی بذر معرفت را در شورهزار دلمان.
و تو ای بهار جانان؛
بیا تا بشکفانی حقیقت آیین محمدی را برای آسمانی شدن.
و تو ای بهار جانان؛
بیا تا جاری کنی، چشمه زلال معرفت و درک بندگی معبود را در بیابان خشک جهل.
و تو ای بهار جانان؛
بیا تا همگی استشمام کنیم رایحه سیبی را که سحرگاهان، زائران خاص اباعبدالله در بارگاه ملکوتیش استشمام میکنند.
و تو ای بهار جانان؛
بیا تا به ما بیاموزی، چگونه آباد کنیم ویرانه دنیایی که در آن زندگی میکنیم و آخرتی که ره توشهای برایش نیندوختهایم.
و تو ای بهار جانان؛
بیا تا شستشو دهی زنگار و سیاهیهای قلب و روحمان را.
و تو ای بهار جانان؛
بیا که منتظرانت تو را میجویند و در حسرت نگاهت میسوزند.
و تو ای بهار جانان، یوسف زهرا(س)، بیا که روز نوی ما، با قدوم تو آغاز میشود.
السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج).....بچه های قلم....




