تبليغاتX
hezbullahafghanistan@yahoo.comپست الكترونيك حزب الله افغانستان


با سلام به همه خواننده گان عزیز!

به دلیل یک سری مشکلات به اجبار اقدام به ترک افغانستان نمودم.

به همین دلیل فعلا نمیتوانم وبلاگم را به روز آبدت کنم.

از همه دوستان معذرت میخواهم. و  التماس دعا دارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386;ساعت 15:17;  توسط حزب الله افغانستان;  | 

رئيس مرکز تحقيقات ارتش رژيم صهيونيستي:
"ديمونا" در تيررس موشک هاي حزب الله

رئيس مرکز تحقيقات ارتش رژيم صهيونيستي اذعان کرد حزب الله به توانايي ساخت موشک هاي دوربردي دست يافته که مي تواند از بيروت نيروگاه هسته اي ديمونا در سرزمين هاي اشغالي را مورد هدف قرار دهد.

به گزارش سرويس بين الملل برنا، ژنرال "يوسي بديتز" رئيس مرکز تحقيقات ارتش رژيم صهيونيستي به سفراي کشورهاي اتحاديه اروپا گفت حزب الله به توانايي ساخت موشک هاي دست يافته که 300 کيلومتر برد داشته و مي تواند از بيروت نيروگاه هسته اي ديمونا در جنوب سرزمين هاي اشغالي را مورد هدف قرار دهد.پيش از اين نيروهاي امنيتي رژيم صهيونيستي حداکثر برد موشک هاي حزب الله را 250 کيلومتر اعلام کرده بودند.نيروگاه هسته اي رژيم صهيونيستي درشهر ديمونا قرار دارد.
گفتني است در جريان جنگ 33 روزه حزب الله لبنان در مقابل تجاوزات ارتش رژيم صهيونيستي به بندر حيفا در غرب سرزمين هاي اشغالي حمله موشکي کرده بود.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386;ساعت 17:30;  توسط حزب الله افغانستان;  | 

دل را به دست پنجره فولاد مي‌دهم

با سنگهاي فرش حرم حرف مي‌زنم/ اينجا چقدر سنگ صبور سفيد هست! / دل را به دست پنجره فولاد مي‌دهم/ اينجا براي هر دل بسته کليد هست/ من از کبوتران حرم هم شنيده ام/ فرصت براي بال اگر مي پريد هست/
 
پلکي به هم زد آدم و ناگاه ديد هست
وقتي که در حياط حرم مي وزيد هست
بعدا يقين به نور شما کرد ديد نيست
با شک نگاه کرد خودش را و ديد هست
پس بي خيال زردي پائيز شد و گفت:
تا انبساط سبز شما هست عيد هست
هر لحظه کهنه مي رود و تازه مي رسد
اينجا چقدر آمد و رفت جديد هست
از سينه چاکهاي شما کم نمي‌شود
در دشت لاله خيز هميشه شهيد هست
با سنگهاي فرش حرم حرف مي‌زنم
اينجا چقدر سنگ صبور سفيد هست!
دل را به دست پنجره فولاد مي‌دهم
اينجا براي هر دل بسته کليد هست
من از کبوتران حرم هم شنيده ام
فرصت براي بال اگر مي پريد هست
 
برنا/ رضا جعفري
 
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386;ساعت 12:49;  توسط حزب الله افغانستان;  | 

به کدامین ګناه !

یک هولو کاست دیګر

ګریه مادران و کودکان باعث نابودی رژیم صهیونیستی خواهد شد

                                                                    

آه!....

 

وقتی که کرمها  نماد صلح را مي جوند

چرا گرگ

دايه ي گوسفندان نباشد!؟

وچرا قصاب

با نان گندم آشتي كند

وقتي كه بوي تعفّن مرگ

از مشام گرگ می پیچد؟

                                          

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386;ساعت 13:25;  توسط حزب الله افغانستان;  | 

باز باران با ترانه
مي خورد بر بام خانه
يادم آيد كربلا را
دشت پر شور و نوا را
گردش يك روز غمگين      
گرم و خونين
لرزش طفلان نالان
زير تيغ و نيزه ها را

باز باران با صداي گريه هاي كودكانه
از فراز گونه هاي زرد و عطشان
با گهرهاي فراوان
مي چكد از چشم طفلان پريشان
پشت نخلستان نشسته
رود پر پيچ و خمي در حسرت لب‌هاي ساقي
چشم در چشمان هم آرام و سنگين
مي چكد آهسته از چشمان سقا
بر لب اين رود پيچان       
باز باران

باز باران با ترانه
آيد از چشمان مردي خسته جان
هيهات بر لب
از عطش در تاب و در تب
نرم نرمك مي چكد اين قطره ها روي لب 
شش ماهه طفلي    
رو به پايان
مرد محزون
دست پر خون مي فشاند
از گلوي نازك شش ماهه
بر لب هاي خشك آسمان با چشم گريان                
باز باران

باز هم اينجا عطش
آتش شراره جسمها
افتاده بي سر پاره پاره
مي چكد از گوشها باران خون و كودكان بي گوشواره
شعله در دامان و در پا مي خلد خار مغيلان
وندرين تفتيده دشت و سينه ها برپاست طوفان
دستها آماده شلاق و سيلي
چهره ها از بارش شلاق‌ها گرديده نیلی
دراين صحراي سوزان
مي دود طفلي سه ساله             
پر زناله
پاي خسته
دلشكسته
روبرو بر نيزه ها خورشيد تابان
مي چكد از نوك سرخ نيزه ها
بر خاك سوزان          
باز باران باز باران      

قطره قطره مي چكد از چوب محمل 
خاك‌هاي چادر زينب به آرامي شود گل
مي رود اين كاروان منزل به منزل
مي شود از هر طرف اين كاروان هم  سنگ باران
آري آري     
باز سنگ و باز باران
آري آري     
تا نگيرد شعله ها در دل زبانه
تا نگيرد دامن طفلان محزون را نشانه
تا نبيند كودكي لب تشنه اينجا اشك ساقي
بر فراز خيمه برگونه ها
بر مشك ساقي
كاش مي باريد باران

علي اصغر كوهكن+سایت بچه های قلم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386;ساعت 15:30;  توسط حزب الله افغانستان;  | 

سنت شکن حيفا؛
اوضاع ارتش پوشالي صهيونيستي از زبان يک سرباز زن

"دانا بهر" ديگر حاضر نيست در ميان سربازاني خدمت کند که رفتار غيرانساني با فلسطيني ها دارند و با او مانند يک خائن برخورد مي کنند.

به گزارش سرويس بين الملل برنا به نقل از اشپيگل، اين سرباز زن که بعنوان يک ناظر بر رعايت حقوق بشر در ميان سربازان ارتش رژيم صهيونيستي خدمت مي کند به اين نتيجه رسيده است که صحبت از حقوق بشر در اين ارتش بي فايده است.
"دانا بهر" در مصاحبه اي با هفته نامه اشپيگل از موارد ضرب و شتم فلسطيني ها و رفتار غيرانساني با آنها بدست سربازان صهيونيست، از اوضاع اسف بار حقوق بشر در ارتش رژيم صهيونيستي داستان هاي وحشتناکي مي گويد.
او که 5 سال پيش وارد ارتش شده در يک خانواده صهيونيست بزرگ شده و بدنبال دستيابي به آرمان هاي خود پس از پايان تحصيلات به خدمت ارتش درآمد.
وظيفه اين زن 26 ساله به همراه 9 زن ديگر، نظارت بر اجراي قوانين بين المللي حقوق بشر در بين 500 سرباز بود.
"بهر" مي گويد: من مي خواستم از اين فرصت استفاده کرده و کار مهمي در ارتش انجام دهم، اما به تدريج مطمئن شدم که چنين کاري شدني نيست.
وي مي افزايد: موضوعات زنان و حقوق بشر در بين سربازان ارتش رژيم صهيونيستي کوچکترين اهميتي ندارد.
او خود را براي اينکه فکر مي کرده چنين موضوعاتي در اين ارتش اهميت دارد يک "ساده لوح" مي نامد. در اين مصاحبه همچنين بهر از سرقتهاي اين سربازان از خانه هاي فلسطيني ها به بهانه جستجو و نيز از موارد بي شمار ضرب شتم خود توسط همکاران مرد خود مي گويد.
او مي گويد: پس از مدتي به اين نتيجه رسيدم که واکنش در برابر اعمال وحشيانه همقطارانم بي نتيجه بوده و تنها موجب دردسر براي خودم مي شود. چرا که آنها با ديدن من آب دهانشان را زمين مي انداختند و مرا يک خائن مي ناميدند.
وي در پايان مي افزايد: با خودم گفتم جاي من ديگر در اين ارتش نيست. هيچ کس از مادر هيولا زاده نمي شود اما انسانهاي کمي مي توانند دراين شرايط رفتار انساني داشته باشند.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386;ساعت 13:22;  توسط حزب الله افغانستان;  | 

تفکر شیعه، تفکریست که ظلم و بی عدالتی را بر‌نمی‌تابد.
دفاع از عدالت طلبی و مبارزه با ظلم در این تفکر، محافظه کاری را نمی‌پسندد و لباس و مقام و جایگاه نمی‌شناسد.
زمان و مکان مبارزه را موقعیتها مشخص می‌کنند نه سیاستها و این عینیت یافتن کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاست.
زمان و مکان شناسی، برای دفاع از حق و حقیقت، درس بزرگ عاشوراست و میراث گرانبهای علی(علیه السلام) و ظلم ستیزی حسین(علیه السلام).
درسی که به ما می‌آموزد مرگ در راه حق و حقیقت را چون عسل شیرین بدانیم و به سوی آن بشتابیم.
و کم نبودند مردان مردی که این تفکر را شناختند و به آن عمل کردند.
شهید "عماد مغنیه" معروف به "حاج رضوان" از مردانی بود که پیام سرخ عاشورا را درک کرده و راه مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی را به عنوان هدفی مقدس انتخاب نموده بود.
راهی که در آن دو پایان بیشتر وجود ندارد، یا پیروزی یا شهادت و شهادت قسمت او بود.
مطمئناً شهادت او نه تنها خللی در حرکت مقاومت ایجاد نخواهد کرد، بلکه همچون گذشته با شهادت هر رزمنده روحیه مبارزه و ظلم ستیزی در همرزمان و همفکرانش شعله‌ورتر خواهد شد.شهید "عماد مغنیه" مردی از تبار عاشورا
برای یک شیعه مبارز، مهم نیست که حرکت و اعتقاد او را چه بنامند.
اگر به تعبیر صاحبان زر و زور و دنیاپرستان کور دل، دفاع از مظلوم و مقابله با ظلم و تجاوز مستکبران و جهانخواران تروریسم است، مبارز شیعه افتخار می‌کند به این به اصطلاح تروریسم بودن، چون این واژگان پوشالی لایق کسانی است که خود تجسم عینی تروریسم بین‌الملل و پروش دهنده آن هستند.
دوستان خوشحال باشند و دشمنان پریشان و سردر گم و بدانند که عماد مغنیه‌های بیشماری در اقصی نقاط جهان آماده جان فشانیند و جانبازی و مرگ در راه خدا و مبارزه با ظلم و بی‌داد را از زندگی خفت بار و زیر یوق ظالمان ترجیح می‌دهند و لحظه شماری می‌کنند برای جهاد در راه خدا.
و چه زیبا گفت سید شهیدان اهل قلم "سید مرتضی آوینی":
زندگي زيباست، اما شهادت از آن زيباتر است.
سلامت تن زيباست، اما پرنده‌ي عشق، تن را قفسي مي‌بيند كه در باغ نهاده باشند.
و مگر نه آنكه گردن‌ها را باريك آفريده‌اند تا در مقتل كربلاي عشق آسان‌تر بريده شوند؟
و مگر نه آنكه از پسر آدم، عهدي ازلي ستانده‌اند كه حسين(ع) را از سر خويش بيش‌تر دوست داشته باشد؟
و مگر نه آنكه خانه‌ تن راه فرسودگي مي‌پيمايد تا خانه‌ روح آباد شود؟
و مگر اين عاشق بي‌قرار را بر اين سفينه‌ سرگردان آسماني، که كره‌ زمين باشد، براي ماندن در اصطبل خواب و خور آفريده‌اند؟
و مگر از درون اين خاك اگر نردباني به آسمان نباشد، جز كرم‌هايي فربه و تن‌پرور بر مي‌آيد؟
پس اگر مقصد را نه اينجا، در زير اين سقف‌هاي دلتنگ و در پس اين پنجره‌هاي كوچك كه به كوچه‌هايي بن‌بست باز مي‌شوند نمي‌توان جست، بهتر آنكه پرنده‌ روح دل در قفس نبندد.
پس اگر مقصد پرواز است، قفس ويران بهتر.
پرستويي كه مقصد را در كوچ مي‌بيند، از ويراني لانه‌اش نمي‌هراسد.
......................
گرفته شده از سایت بچه های قلم
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386;ساعت 12:3;  توسط حزب الله افغانستان;  |