|
سرزمين هاي اشغالي وحشت زده از انتقام حزبالله گزارشهاي خبري حکايت از آن دارد که ساکنان سرزمينهاي اشغالي فلسطين به همراه سران آن در سومين چهارمين روز پس از اظهارات دبيرکل حزبالله لبنان در مورد انتقام خون شهيد "عماد مغنيه"، همچنان در حالتي از ترس و وحشت به سر ميبرند و ميزان آمادهباش در آنجا همچنان در حال افزايش است. |
![]() |
"هاآرتص" ديگر روزنامه صهيونيستي است که روز گذشته بار ديگر به اين مساله پرداخت. "هاآرتص" با بيان اينکه بدون هيچ شکي "اسرائيل" در پشت پرده ترور قرار دارد، يادآور مي شود "ايهود باراک" از جمله کساني است که در تصميم گيري براي اين کار دست داشته است به همين علت است که وي بيشتر از همه در خطر انتقامجويي حزبالله قرار داشته و به شدت بر محافظت از خود افزوده است.
روزنامه السفير چاپ بيروت هم نوشت سفارت آمريکا در لبنان از ديپلماتهاي خود در بيروت خواسته است تا در رفت و آمد خود دقت کنند و از تلفنهاي همراه و وسايلي که باعث رهگيري آنها شود استفاده نکنند. اين سفارتخانه از شهروندان آمريکايي مقيم لبنان هم خواسته است تا جانب احتياط را رعايت کرده و به صورت مداوم با سفارتخانه در ارتباط باشند. در ادامه ترس از حملات انتقام جويانه حزبالله، دفتر تحقيقات فدرال آمريکا نيز به تمام مراکز خود در آمريکا دستور داده است تا در آمادهباش کامل باشند، کشورهاي عضو پيمان آتلانتيک شمالي ناتو نيز تمام توان اطلاعاتي خود را به حالت آمادهباش درآورده اند تا از منافع صهيونيستها محافظت کنند.
افغانستان لجن زاري براي آمريكا و انگليس

يک پايگاه اينترنتي از افغانستان به عنوان «لجنزار» براي آمريکا و انگليس ياد کرد.
به گزارش خبرگزاري آريا، پايگاه اينترنتي ليبرته نوشت،اختلاف نظر بر سر موضوعات مختلف بين افغانستان و آمريکا و انگليس باعث تيره شدن روابط طرفين شده است .
پايگاه اينترنتي ليبرته در گزارشي با عنوان // لجنزار افغانستان // نوشت ، مخالفت "حامد كرزاي " رئيس جمهوري افغانستان با انتصاب "پدي اشداون" به عنوان فرستاده ويژه سازمان ملل متحد در اين كشورباعث شده است که مناسبات بين افغانستان و كشورهاي غربي به خوبي پيش نرود .
اين گزارش افزود،اين يك واقعيت است كه جنگ افغانستان درحال حاضر به نفع نظاميان خارجي نيست و ناهماهنگي بين اين نظاميان ، مشکل به وجود آورده است .
به نوشته ليبرته ، نظاميان انگليسي از ناگهاني بودن عمليات نظاميان آمريكايي ناراضي هستند و امريكاييها نيز ازاينكه نظاميان انگليسي به بهانه تشكيل گروههاي چريكي براي مردم محلي سلاح فراهم مي كنند شكايت دارند .
در همين حال "استفان هارپر" نخست وزير كانادا اعلام كرد درصورتي که پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) تسليحات و نظامي بيشتري به افغانستان اعزام نكند 2500 نظامي را كه در منطقه قندهار مستقر هستند به عقب مي كشد .
براساس تحقيق سرويس تحقيقاتي كنگره امريكا در سال 2006 ، جنگ افغانستان براي امريكا از سال 2001 ، نود و هفت ميليارد دلار هزينه داشته است .
پيروزي انقلاب اسلامي ايران و عوامل آن

جواد سروری
روز 22 بهمن سال 1357 انقلابي نوين در تاريخ معاصر به وقوع پيوست؛ انقلابي که در برابر رژيم تا دندان مسلح آن جواناني با دست خالي، ارادة قوي ايستاد، استقامت ورزيد و از ميان سيل خون و اشک مادران به پيروزي رسيد.
پيروزي انقلاب اسلامي ايران، رويداد استثناي بود که تمام معادلات بين المللي را بر هم ريخت و براي مسلمين و مستضعفين جهان اميدي تازه به ارمغان آورد.
در مورد چگونگي به وقوع پيوستن انقلاب اسلامي ايران بايد يادآوري کنيم که تاريخ تحليلي انقلاب هاي گوناگون، يکي از گنجينه هاي عظيم و ميراث هاي گرانبهای بشري است که با بررسي آنها ميتوان نقش و اهميت هر يک را در مسير پر فراز و نشيب جوامع انساني در يافت و با عبرت آموزي از آنها، مسير حرکت خويش را روشن تر نمود؛ چراکه گذشته چراغ را آينده است، وبه قول امام خميني(تاريخ معلم انسانهاست.)
در انقلاب اسلامي ايران ما شاهد يک جنبش صرفاً مردمي بوديم که در نوع خود در تاريخ بشريت بسيار کم سابقه است.
راجع به ماهيت انقلاب به عنوان يک پديده اجتماعي، به طور کلي سه ديدگاه وجود دارد که عبارت اند از: ديدگاه غربي ها، ديدگاه مارکسيستي، ديدگاه اسلامي.
ديدگاه اسلامي اساساً با دو ديدگاه ديگر متفاوت است؛ زيرا از آن دو ديدگاه عوامل اصلي ايجاد يک انقلاب عبارتند از: زيربناي اقتصادي يا عوامل اجتماعي سياسي ديگر، در حالي که خواستگاه اصلي انقلاب از ديدگاه اسلام، عقيده وايمان به مکاتب الهي است که به فطرت عدالت خواهي انساني تکيه کرده و مسضعفان و محرومان جامعه را به قيام بر عليه مستکبران فرا ميخواند. پس به طور کلي ميتوان انقلاب اسلامي را اينگونه معرفي نمود:
(انقلاب اسلامي عبارت است از دگرگوني بنيادي در ساختار کلي جامعه و نظام سياسي آن، منطبق بر جهان بيني و موازين و ارزش هاي اسلامي و بر اساس آگاهي و ايمان مردم و حرکت پيشگام متقيان و صالحان و قيام قهرآميز توده هاي مردم.)
اما در مورد ويژه گي هاي ماهيت انقلاب اسلامي ايران بايد گفت، اين انقلاب با گستردگي و عمق مثال زدني خود داراي ويژه گي هاي بسياري در ابعاد گوناگون ميباشد که بر دشمردن همه آنها از حوصله اين مقوله بيرون است، لذا به ذکر خلاصه مهمترين اين ويژه گي ها مي پردازيم:
1- اسلامي بودن انقلاب
2- معنويت و آزاده گي انقلابيون
3- قدرت و نفوذ رهبري مذهبي آن
4- وحدت و يکپارچگي مردم
به هر صورت تحول عظيمي همچون پيروزي انقلاب اسلامي در ايران را نمي توان معلول چند علت ساده دانست، چون بي ترديد علل بسيار متنوع و پيچيده اي دست اندرد کار ساختن روند تکاملي اين جنبش، از ابتدا تا پيروزي بوده اند.
شناخت کليه عوامل پيروزي انقلاب ايران کار آساني نيست، اما از آن مشکل تر آن است که بتوانيم تا تحليل مستند و دقيق علت اصلي و تعيين کنندة نهايی پيروزي در ميان دهها عامل مهم ديگر که هر کدام در جاي خود، در مسير جنبش تاثير به سزايي داشته اند، تشخيص دهيم. ابهامات و نواقصی که در ديگر نظريات ارائه شده در مورد عوامل پيروزي انقلاب اسلامي ايران وجود دارد، راه را براي اين نظريه جامع و کامل مهيا می سازد که عامل نهايي پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، اسلام زدايي شاه و اسلام خواهي مردم جستجو نمايد.
سياست اسلام زدايي شاه، از آن روبه اجرا در آمد که وی ادامه رژيم خود و جلب حمايت هاي خارجي از سوي ابر قدرت ها و تحکيم هر چه عميق تر سلطنت را در گرو آن ميديد. از طرف ديگر پايبندي ملت مسلمان ايران به اسلام سبب گرديد تا شاه در همان گام اول اجراي اصلاحات خود در سال 1340 با مقاومت روحانيت اصيل موا جه گردد.
روحانيت مبارز با رهبري هاي خردمندانه اي امام خميني (ره) عملاً وارد صحنه مبارزه بارژيم شد و در سه مرحله باشاه آنوقت ايران به ستيز برخاست:
مرحله اول استراتژي نهضت اسلامي به رهبري امام خميني(ره) آن بود که شاه از اين سياست خطرناک باز گردد. پس از نا اميدي از اين مطلب، مرحله دوم مبارزه به صورت تضعيف رژيم و بسيج هر چه بيشتر توده هاي مردم آغاز گرديد و هنگامي که رژيم در نتيجه 15 سال مبارزه واقعي روحانيت و مردم ايران به نهايت ضعف خود رسيد، مرحله سوم انقلاب که سقوط رژيم شاه بود عملاً تحقق يافت.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، تحولات عميقي در سطح داخلي آنکشور و موقعيت ايران در دنيا و صحنه های بين المللی ايجادشد که مهترين آنها عبارت اند از:
1- شکوفايي معنوي و گرايش به سمت ارزش هاي اسلامي در ايران
2- اعطا گسترش آزادي هاي مشروع که موجب حضور بيشتر مردم در صحنة سياسي و مديريت آنکشور گرديده است.
3- حضور فعال زنان در جامعه ايران و شخصيت بخشيدن به زن و بالا بردن منزلت اين قشر.
4- مقاومت و پيروزي در جنگ هشت ساله با عراق.
5- نا بود کردن گروهکهاي مخالف تروريستي در داخل خاک ايران.
6- طرح مسأله فلسطين و روز قدس و دفاع از ملت مظلوم فلسطين به عنوان يک فريضه.
7- کسب موفقيت هاي علمي، هنري، فرهنگي و ورزشي و سياسي در عرصه هاي مختلف بين المللي.
8- دست يابي به فن آوري صلح آميز انرژي هسته اي.
9- پيوستن به جمع يازده کشور جهان از نظرفن آوري فضايي.
به هر ترتيب بحث پيرامون بزرگترين انقلاب عصر پايان نا پذيراست، امامانا چار اين بحث را بايد خاتمه دهيم.
در پايان سالروز پيروز انقلاب شکوهمند اسلامي ايران را به تمام مسلمين و مستضعفين جهان و به ويژه برادران ايراني تبريک و تهنيت عرض ميداريم.
با پيروزي انقلاب در 22 بهمن؛
عصر خميني آغاز شد

پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 و بازتاب گسترده آن در رسانه هاي جهان ما را بر آن داشت كه در بيست و نهمين سالگرد اين پيروزي، يكي از مقالات مجله آمريكايي تايم در 23 بهمن 57 يعني يك روز پس از پيروزي انقلاب را درباره حوادث آن روزها نقل كنيم.
به گزارش سرويس سياسي برنا، مجله تايم با بيان اين مطلب كه بازگشت آيت الله خميني از تبعيد، اميد به تغييرات صلح آميز را به وجود آورده است، نوشت: هواپيماي اجاره شده 747 فرانسه اير بر فراز شهر چرخيد و پيش از فرود در فرودگاه مهرآباد سه بار از كوههاي البرز عبور كرد. سپس امام خميني در صبح سرد فوريه (بهمن) از درب هواپيما قدم به بيرون نهاد و هنگامي كه از پلكان متحرك پايين مي آمد تا خاك ايران را لمس كند، بازوي يكي از خلبانان فرانسه اير را گرفته بود. پس از 15 سال تبعيد، آيت الله خميني 78 ساله، رهبر مذهبي انقلاب (ايران) در نهايت به ميهن خود بازگشت و اين لحظه به احتمال بسيار، شروع عصر جديدي براي كشوري است كه ظاهرا به طور خطرناكي از كنترل خارج شده است.
اين هفته نامه با توصيف اجتماع ميليوني ايراني ها از سراسر كشور در پايتخت و حركت آنها به سوي بهشت زهرا براي ديدار امام نوشت: هجوم انبوه جمعيت به حدي بود كه آيت الله خميني مجبور شد ماشين را ترك و كيلومترهاي آخر به سوي بهشت زهرا را با بالگرد طي كند. سپس وي در قطعه 17 بهشت زهرا30 دقيقه سخنراني كرد و (با اشاره به شهداي تدفين شده در آنجا) خطاب به جيمي كراتر، (رييس جمهور وقت آمريكا) گفت: آيا اين حقوق بشر است؟ زماني كه ميگوييم ميخواهيم حكومت تعيين كنيم، قبرستاني پر از مرده نصيبمان مي شود؟
تايم با بيان اين مطلب كه آيت الله خميني از خانه خود در نوفل لوشاتو پيوسته اعلاميه ها و پيام هايي ارسال مي كرد و از وفاداران خود مي خواست تا سلطنت را به نفع آنچه وي جمهوري اسلامي ميناميد، به زير آورند، افزود: بيشتر جمعيت ايران به (سخنان) وي توجه ميكردند و اين قيام مشهور به نام وي بود كه شاه منفور را وادار كرد به تعطيلاتي برود كه به تبعيد وي منجر شد و دولت را به دستهاي نامطمئن شاپور بختيار، نخست وزير واگذار كند. آيت الله خميني كه داراي اراده آهنين بود، توافق با دولت بختيار را رد كرد و آن را به علت منصوب شدنش از سوي شاه غيرقانوني دانست.
اين هفته نامه وظايف كنوني امام را دشوارتر از برانگيختن مردم عليه ديكتاتوري منفور مي داند و مي نويسد: وي اعلام كرده است كه شوراي انقلابي جديدي براي ايران تعيين ميكند اما براي انجام اين كار، با خطر كودتاي نظامي از سوي ژنرالهايي روبروست كه هنوز به شاه وفادارند از اين رو، آيت الله خميني بايد براي تشكيل حكومت كارآمد، گروههاي عظيم مخالفان (سلطنت) را كه صرفا به حرمت وي و تنفر از سلطنت متحد شدهاند، گردهم آورد. اين گزارش با بيان مطالب فوق، انجام اين اقدام را از سوي رهبر معنوي به دليل آنچه آن را داشتن معلومات قراني و مهارت اندك در سياست واقعي مي نامند، انتظاري زيادي مي داند و مي نويسد: شايد آيت الله خميني به دليل آگاهي از خطرات بسياري كه وجود دارد، پس از بازگشت با احتياط غيرمتعارفي اقدام ميكند. به علاوه بختيار نيز باب مذاكره با آيت الله را باز گذاشته است، در نتيجه هنوز احتمال انتقال مسالمتآميز قدرت در ايران وجود دارد.
هفته نامه تايم در اين بخش از گزارش خود به نقل اتفاقات پيش از بازگشت امام در نفل لوشاتو مي پردازد و مي نويسد: زماني كه بختيار فرودگاههايي را كه براي ممانعت از ورود آيت الله خميني بسته بود، باز كرد، نمايندگان وي در پاريس سريعا جامبو جتي را از فرانسه اير اجاره و بيمه آن را پرداخت كردند و توافق كردند كه هواپيما با نيمي از ظرفيت خود پرواز كند تا اگر اجازه نيافتند در تهران فرود آيند، سوخت كافي براي بازگشت به پاريس داشته باشند. از سوي ديگر به دليل نگراني از خرابكاري، هيچ كودك و زن ايراني اجازه پرواز نيافت (هر چند تعدادي خبرنگار زن در هواپيما بودند) در نتيجه همسر، دختر، عروس و نوههاي آيت الله خميني بعدا با هواپيماي تجاري به ايران بازگشتند.
تايم افزود: در طول نماز ظهر روز پرواز، آيت الله خميني افرادي كه به علت كمبود جا قادر به همراهي با وي نبودند را تسلي داد و گفت: مهمترين چيز اين نيست كه در هواپيما در كنار من باشيد، بلكه مهم اين است كه در مبارزات با من همراهي كنيد. وي همچنين پيش از ترك پاريس از دولت و مردم فرانسه به دليل مهمان نوازي تشكر كرد. مقامات فرانسوي كه از آيت الله به علت رد درخواستشان مبني بر استفاده نكردن از خاك فرانسه براي تحريك انقلاب در ايران ناراحت بودند، اكنون از رفتن وي خرسند بودند.
«بروس وان وورست»، خبرنگار تايم كه همراه با 150 خبرنگار ديگر در هواپيما حضور داشت، به نقل رفتار امام پرداخت و گفت: "مدت كوتاهي پس از پرواز، آيت الله خميني از پله هاي مارپيچ هواپيما به قسمت نشيمن رفت، عمامه و صندل هاي خود را در آورد و روي تعدادي از ملحفه هاي فرانسه اير به مدت 2:30 خوابيد. محافظ شخصي وي نيز كه دندان درد داشت و از تاثير آسپرين كرخت شده بود، پايين پله ها نشسته بود. زمان طلوع آفتاب بر فراز تركيه وي نماز خواند و سپس براي صبحانه املت خورد. زماني كه خلبان اعلام كرد وارد مرز هوايي ايران شده ايم و نيم ساعت ديگر در تهران فرود مي آييم، آيت الله خميني از پنجره به كوه هاي زاگرس نگاه كرد و به يكي از معاونانشان زمزمه كنان گفت كه به كشور باز گشتم."
اين هفته نامه آمريكايي با اشاره به محاصره شدن آيت الله خميني از سوي هزاران تن كه فرياد مي زدند " الله اكبر" نوشت: آيت الله خميني پس از قدرداني از همه كساني كه براي انقلاب زجر كشيده اند، از روحاني، تاجر تا كارگر و دانشجو، فورا از شاه و حاميانش به علت تخريب فرهنگ و تبديل آن به فرهنگ مستعمراتي انتقاد كرد و گفت زماني پيروز ميشوند كه بتوانند دست خارجيها را از سرزمين شان قطع كنند. سپس وي خطاب به عاملان خارجي ها (در ايران) كه ميكوشند منافع ايرانيها را غارت كنند، هشدار داد كه همه مباررات آنها بيهوده خواهد بود.
تايم به آخرين تلاش هاي بختيار براي نجات حكومت پهلوي، سخنراني هاي راديويي و تلويزيوني وي و وعده هايش براي اصلاحات در پارلمان اشاره مي كند و آنها را به علت استعفاي روزانه اعضاي مجلس به دليل تمكين به دستور امام "نوعي بازي" توصيف ميكند و مي نويسد: رد درخواست هفته گذشته بختيار از سوي آيت الله خميني براي ديدار با وي در پاريس، شان و منزلتش را زير سوال برد. از سوي ديگر، مخرب ترين امر براي اعتبار بختيار، حمايت علني وي از ارتش بود كه ميكوشيد حاميان آيت الله خميني را با تيراندازي به غيرنظاميان مسلح مرعوب كند. در پايان بعد از ظهر "يكشنبه خونين" يعني 28 ژانويه كه در آن روز ارتش در ميدان 24 اسفند بر روي تظاهركنندگان آتش گشود، 30 جسد ناشناس و صدها زخمي در بيمارستانها بر جاي گذاشت و بختيار با دفاع از عاملان اين حادثه آن را تلافي ارتش براي حمله غيرنظاميان به مقر پليس عنوان كرد، اين در حالي بود كه هيچ شاهد عيني حمله به مقر پليس را نديده بود.
اين هفته نامه به وجود اختلاف در ارتش و عقيده برخي وفادارن به شاه در ميان فرماندهان ارشد به انجام كودتا به عنوان تنها راه ممانعت از به قدرت رسيدن امام اشاره مي كند و مي نويسد: اما ديپلماتهاي آمريكايي اطمينان ندارند كه آيا ارتش به آنها گوش فرا ميدهد يا خير زيرا مهمترين مانع براي كودتا، شواهد گسترده از نافرماني سربازان از افسران در قيام عليه انقلاب بود. تايم همچنين به سرپيچي نيروي هوايي كه زماني وفادار به شاه محسوب مي شدند اشاره مي كند و مي افزايد: در نمايش قدرت در روز پيش از ورود آيت الله خميني به ايران، برخي از سربازان پوستر آيت الله خميني را در دست داشتند و براي ابراز همدردي به جمعيت دست تكان مي دادند، برخي از آنها كه شاهد آتش گشود ساير سربازان به روي مردم بودند، اشك مي ريختند و فرياد مي زدند" اسلحه خود را بيندازند والا سربازان پشت سر به شما شليك ميكنند."
تايم با اشاره به نگراني از شايعه تلاش شاه براي بازگشت به تاج و تخت به دنبال انتشار نوار20 دقيقه اي از نشست سري وي پيش از ترك ايران با ژنرالهاي بلندپايه كه اعتبار آن مورد ترديد بود، نوشت: شاه از فرماندهان ميخواست جنگ داخلي به راه اندازند تا وي بتواند قدرت را بارديگر به دست آورد و همچنين اطمينان ميداد كه اين بار اشتباهات گذشته ديگر تكرار نميشوند. "گوينده" به ژنرالها براي شليك به مردم آزادي كامل ميداد و خواستار ايجاد تنفر ميان ارتش و مردم در صورت لزوم بود، وي همچنين ساواك را به دليل مشكلات اخير سرزنش مي كرد و متعهد مي شد كه دايره امنيتي گسترده تري نسبت به ساواك ايجاد كند.
هفته نامه آمريكايي تايم در بخش ديگري از گزارش خود به رفتار مسالمت جويانه حاميان امام به رغم پخش سلاح در سراسر ايران مي پردازد و مي نويسد: هر چند آيت الله خميني بارها به اقليت ها اطمينان خاطر داده بود كه از حقوق آنها دفاع مي شود، اقليت ها بويژه جامعه يهوديان و ارمنيها نگران بودند. در همين راستا، آيت الله حلقه گلي براي رهبر جامعه يهوديان به همراه نامه اي فرستاد مبني بر اينكه ما برادراني هستيم كه كنار يكديگر زندگي ميكنيم و اين حكومت است كه ميكوشد همه چيز را پيچيده كند. از سوي ديگر، به رغم اطمينان دادن ايراني ها به خارجي ها درباره روابط دوستانه، «ويليام سوليوان»، سفير آمريكا در تهران به علت نگراني از احساسات ضد آمريكايي و اوضاع امنيتي نامطمئن، از آمريكاييها خواست ايران را ترك كنند.
اين گزارش به نگراني هاي مقامات آمريكايي از وجود تسليحات پيچيده نظير هواپيماهاي جنگي پيشرفته اف 14 و هدف آنها براي تخريب اين تسليحات و در صورت امكان خروج آنها از ايران مي پردازد و مي نويسد: پنتاگون از ترس قرار گرفتن ادوات جنگي از جمله جنگندهها و موشكهاي فوليكس 500 به دست اتحاد جماهير شوروي، پيشنهاد كرد كه خلبانان ايراني وفادار هواپيماها را به جاي امني مثل عربستان منتقل كنند اما از سوي ديگر نگران بودند كه انتقال اين تجهيزات بدون مشورت با دولت ايران به عنوان دخالت در امور داخلي اين كشور محسوب شود.
تايم در ادامه مي نويسد: افرادي كه آيت الله خميني را مي شناختند، انتظار داشتند كه وي در نهايت در شهر مقدس قم مستقر شود و زندگي تدريس و دعا را از سر بگيرد و ظاهرا بعيد بود كه وي بكوشد تا به رهبر ايران تبديل شود و حكومت قدرت را به دست بگيرد. اما آيت الله معتقد بود ايران بايد به همراه احزاب سياسي مختلف به دموكراسي پارلماني تبديل شود بنابراين بعيد بود كه وي در سايه و سكوت بنشيند تا ايران قانون اساسي جديد تدوين كند و تهديد جنگ داخلي رفع شود.
به نوشته تايم، سوليوان از زيردستانش خواست مذاكره با نيروهاي آيت الله خميني را آغاز كنند بنابراين ديپلماتهاي آمريكايي ارتباط با برخي معاونان كليدي امام در ايران و فرانسه را آغاز كردند و مورد استقبال نمايدگان وي قرار گرفتند كه معتقدند بودند ترميم روابط ميان رهبر شيعه و واشنگتن خيلي دير نشده است.
بنا بر اين گزارش، نگراني مهم آمريكا كودتاي نظامي بود كه به طور اجتناب ناپذيري منجر به جنگ داخلي مي شد و حضور آمريكا در ايران را براي سال ها تحت تاثير قرار مي داد.
مجله تايم در پايان مي نويسد: با وجود همه مشكلات پيشرو، حس خوشبيني در ايران وجود داشت و اكنون كه خواست اين كشور براي بازگشت آيت الله خميني تحقق يافته، ايراني ها تاكيد دارند كه انقلاب به اهداف دموكراتيك خود عمل كند. «داريوش شايگان»، فيلسوف اسلامي در تهران هفته گذشته به تايم گفت:" دموكراسي براي كشوري كه پيشينه دموكراتيك ندارد، دشوار است اما ايراني ها آماده اند آن را بياموزند. آيت الله خميني گاندي اسلامي است كه محور جنبش ماست و بزرگ ترين دستاورد وي سرنگوني رژيم پهلوي خواهد بود. در خصلت ايرانيها، معجزه هميشه در لحظه آخر رخ ميدهد كه اميدوارم يك بار ديگر رخ دهد."

اگه حدس زدین این خانومی که حجابشو درست میکنه کیه ؟ درست حدس زدین. لورا بوشه.تو دنیای دموکراسی یه وقتها اونجوری که فکر میکنن اوضاع بر وفق مرادشون نباشه. میخوان با خط مشی زور و چماق دموکراسی هدیه بدن درحالیکه برکت اسلام زوری نیست بلکه توفیقه که شایدسراغ لورا و تموم خونواده بوش هم بره .دلا غافل زسبحانی چه حاصل اسیر نفس شیطانی چه حاصل.اولایادمون باشه دوما یادشون باشه که* فان حزب الله هم الغالبون*
ازجمله اقلام صادراتی حجابه که به آمریکا صادر شد و الحمدلله از گمرکات آمریکا عبور کردیم و به کاخ سفید رسیدیم . راستی خانم لورا بوش تبریک ما را قبول بفرمایید.
گرفته شده ازhttp://kpazoki.blogfa.com/
چرا فرياد مظلوميت مردم غزه گوش شنوا ندارد؟!
درحالي که امتهاي اسلامي به مناسبت ايام شهادت امام حسين "ع" در سوگ به سر مي بردند، دنيا متوجه بازي هاي سياسي در عراق و افغانستان و يا نمايشات نامزدان رياست جمهوري امريکا مصروف نگهداشته شده اند و يا اينکه سازمان ملل و کشورهاي غربي بخش ديگري از جهان اسلام را بر سر موضوع هسته يي ايران سرگرم نموده و در چنين اوضاعي رژيم متجاوز صهيونيستي اسرائيل، کربلاي ديگري را در غزه با کشتار زنان و کودکان مسلمان فلسطيني به وجود آورده است که اين محاصره اقتصادي مردم بيگناه آن منطقه، ياد آور بستن آب توسط يزيديان به روي لشکر امام حسين را در اذهان مجسم مي کند. از زمان حمله رژيم صهيونيستي به نوار غزه تاکنون ده ها نفر شامل زنان و کودکان مظلوم فلسطيني شهيد شده، ده ها خانه با خاک يکسان گرديده و ده ها هزار نفر آواره گرديده اند. با وجود چنين وضع نگران کننده يي، سازمان هاي مدافع حقوق بشر و دولت هاي صلح دوست!! سکوت کرده و براي نجات مردم مسلمان فلسطين هيچ اقدامي صورت نداده اند و جلسه يي شوراي امنيت هم به دليل مخالفت بعضي کشورهاي غربي بدون نتيجه باقي مانده است. جالب است که در چنين حالتي که ده ها کودک بر اثر تجاوز رژيم اسرائيل يتيم مي شوند و چه زناني که آواره و بيوه مي گردند، صدايي از سازمان هاي به اصطلاح بشر دوست و نوع پرور در نمي آيد؛ اما سازمان ملل به خاطر محکوم شدن يک دانشجوي افغان که به باورهاي ديني مردم تعرض و توهين کرده، ابراز نگراني مي کند و يا به خاطر موارد حاشيوي ديگر. بر همه گان کاملاً روشن است که چرا جهان غرب و سازمان ملل چشمان خود را در برابر اين مصيبت (حادثه نوار غزه) بسته اند و باز هم کاملاً روشن است که اگر مردم فلسطين غير مسلمان مي بودند، قبل از هرگونه آسيبي چه پيشگيري ها و کمکهايي براي آنان صورت مي گرفت. در حالي که سازمان ملل و کشورهاي مدعي و مدافع حقوق بشر! سوختن غزه را در آتش عقده و کينه و يتيم شدن و به خاک و خون کشيدن کودکان مسلمان آن را نمي بيند؟! به هر صورت سياست ها و ضديت بعضي سازمانهاي بين المللي با جهان اسلام آشکاراست؛ اما امر شگفت انگيز عدم واکنش مناسب جهان اسلام در اين زمينه و اهميت ندادن دول اسلامي نسبت به مردم رنجديدة نوار غزه است که در معرض حملات وحشيانه صهيونيست ها قرار گرفته اند، متأسفانه سازمان کنفرانس کشورهاي اسلامي، مجمع شوراي اعراب و ديگر سازمانهاي اسلامي هيچگونه اقدامي از خود نشان نداده اند. بديهي است که اين سکوت خفت بار با دشمن جرأت بيشتر خواهد داد تا به حريم مسلمين تجاوز نمايند و ممکن است در آيندة نه چندان دور هر کشور ديگر اسلامي در خطر حمله قرار گيرد. ما ضمن محکوم کردن هرگونه خشونت و دهشت که بازندة آن تمام جهان انسانيت است، از همه دول اسلامي و امت هاي آنان ميخواهيم با اقدام همآهنگ و منسجم به هر وسيله يي فشار بر رژيم اسرائيل مانع نسل کشي آنان در نوار غزه گرديده تا اين اقدام همآهنگ درس عبرتي باشد براي متجاوزين به حريم کشورهاي اسلامي و همچنان بايد سازمان ملل و ساير نهادهاي بين المللي را نيز وادار نمايند تا جلو قصابان اسرائيلي را بگيرند.


