تبليغاتX
hezbullahafghanistan@yahoo.comپست الكترونيك حزب الله افغانستان


مردی برای همیشه

نوشتن از مردی که مسیر تاریخ معاصر را به کلی تغییر داد بسیار سخت است.

با این‌که تفکر سیاسی امام خمینی(ره)، به اعتراف دوست و دشمن، بسیاری از بنیادهای فکری و اعتقادی قرن بیستم را دگرگون کرد، اما نسل‌ها باید بگذرد تا محققین و اندیشمندان بتوانند، عمق تأثیرگذاری و تغییر و تحولاتی که جنبش امام خمینی(ره) و نتیجه‌ی آن، یعنی انقلاب اسلامی ایران را، مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهند.

برای نسل سومی‌هایی مثل من که از درک وجودی حضرت روح الله محروم بوده‌اند، شناخت تفکر و ابعاد مختلف شخصیتی و سیره عملی ایشان، قطعاً در انتخاب مسیر و پیدا کردن راه از چاه، در این زمانه دروغ و نیرنگ، بسیار لازم و حیاتی است.

صبح 14 خرداد 1368 را هیچ‌وقت فراموش نخواهم کرد.

آن روز وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز ساعت 7 نشده بود و رادیوی خانه، مثل همیشه برای شنیدن اخبار ساعت 7 صبح روشن بود، ولی به جای برنامه‌های معمول، قرآن پخش می‌کرد.

و وقتی رادیو ساعت 7 را اعلام کرد، گوینده رادیو[محمدرضا حیاتی] شروع به خواندن یک بیانیه کرد:
"بسم الله الرحمن الرحیم، انالله واناالیه راجعون، روح بلند پشوای مسلمانان و رهبر آزادگان جهان، حضرت امام خمینی، به ملکوت اعلی پیوست..."

و خمینی(ره)  روح خدا در کالبد زمان بود و روح خدا جاودانه است.

خورشيد خردادهاي انقلاب...// سنگين و پر حجم خاطرات را رقم زدي آقا

او را اين طور مي شناختند، به کم ترين ها قانع بود و بهترين ها را تجربه مي کرد. رعايت همه نعمت هاي خدا، اخلاق تفکيک ناپذير روحيه اش بود...شايد قلم هم مي داند که آرامشي که در وجود تو بود وصف شدني نيست و انگار اوست که مي فهمد و به گزاف حرکت نمي کند و نمي نويسد؛ وقتي از آسمان ها روي زمين نشستي و خواستند از احساست بگويي، گفتي احساس آرامشت را و حتي با ديدن جمعيتي که براي ديدن رهبر فرزانه و با ايمانشان آمده بودي، به وجد نيامده بودي باز هم قلم نمي تواند تمام آرامش تو را روي خطوط منظم و قانونمندش پياده کند، که تو بي قاعده و بي واسطه آرامي...هر دو بيمار شده بودند. هم خودش و هم همسر... اما نگراني همسر او را از فکر و خيال رها نمي‌کرد.

 بلند شد، رفت سمت در اتاق. آرام حرکت مي کرد، اصلا آرامش خاصي در قدم زدنش‌هايش بود. با آن لباس سپيد و بلند راديوي کوچک را در دستش گرفته بود و طبق معمول هر روز بعد از ظهر بايد موج راديو را روي بي بي سي تنظيم مي کرد تا ببيند آن وري ها چه مي گويند و باز سرشان را از چه خيالاتي پر کرده‌اند!

با کم‌ترين‌ها، بهترين‌ها را تجربه مي‌کرد

چند دقيقه اي مانده بود به شروع اخبار. رفت که وضو بگيرد. آستين هايش را داد بالا، عرق چينش را روي سرش جا به جا کرد و بعد از کمي تامل و نگاه به درختاني که در حياط داشتند توي باد بي تابي مي کرد، عرق‌چين از روي سر برداشت و وضو گرفت؛ آب را روي صورت و بعد هم روي دست مي ريخت، شير را مي بست و آب دستانش را خوب مي گرفت. بي آنکه حتي قطره اي اسراف شود وضو را تمام مي کرد... او را اين طور مي شناختند، به کم ترين ها قانع بود و بهترين ها را تجربه مي کرد. رعايت همه نعمت هاي خدا، اخلاق تفکيک ناپذير روحيه اش بود...

بي‌قاعده و بي واسطه آرام بودي

جان خدا بود در تو و چه قدر براي با خدا بودن و با خدا ماندن بر وجود لايزالش تکيه مي کردي. آقا، چه قدر آرام بودي و چه قدر آرام است قلم براي از تو نوشتن. شايد قلم هم مي داند که آرامشي که در وجود تو بود وصف شدني نيست و انگار اوست که مي فهمد و به گزاف حرکت نمي کند و نمي نويسد؛ وقتي از آسمان ها روي زمين نشستي و خواستند از احساست بگويي، گفتي احساس آرامشت را و حتي با ديدن جمعيتي که براي ديدن رهبر فرزانه و با ايمانشان آمده بودي، به وجد نيامده بودي. باز هم قلم نمي تواند تمام آرامش تو را روي خطوط منظم و قانونمندش پياده کند، که تو بي قاعده و بي واسطه آرامي...

نظم و حوصله در حضورش موج مي زد

بيمار شده بود و خوابيده در بستر. بي‌کار نمي‌نشست؛ کتابي در دست گرفته بود و ورق مي‌زد. گاهي موها و ريشش را شانه مي‌کرد، عطر مي‌زد. قرآن تلاوت مي‌کرد. گاهي هم دراز مي‌کشيد... بايد استراحت مي‌کرد. حالش خيلي مساعد نبود؛ نوه‌ها وارد اتاق شدند و روي سرشان با حوصله و لبي خندان دست کشيد.

هر کدامشان شيطنت خاصي داشتند، پايين پايش مي نشستند و با او صحبت مي‌کردند. حاج احمد وارد شد و به دنبال او عروسش فاطي... عروسش، که شاه بيت اشعار و چينش کلمات چندين ساله‌اش بود.

استقلال و آزادگي در خونش جاري بود

آقا دستي توي ابروهايش کشيد و به حاج احمد گفت: "مادرتان هم مريض هستند. من به کسي احتياج ندارم، مراقب ايشان باشيد."

هر دو بيمار شده بودند. هم خودش و هم همسر... اما نگراني همسر او را از فکر و خيال رها نمي‌کرد. مي خواست که از او مراقبت کنند. نگرانش بود. بانوي خانه اش بيمار بود آخر...

بزرگ ترها بچه هاي کوچک را به بيرون هدايت کردند؛ نوه بزرگش را نگاه کرد.

آقا به نعيمه اشراقي، نوه امام نگاهي کرد و بعد نگاهش را از او گرفت و با شرم خاصي سرش را پايين انداخت و رفت. داروهايش را با يک ليوان آب آورد. نوه اش که حالا مادر چند فرزند بود با دلخوري پرسيد: "آقا، خب به من مي گفتيد؛ من که در اتاق هستم. کارهايتان را به من بگوييد!" آقا گفت: "شما ديگر مادر چند فرزند هستيد..." احترام مي گذاشت؛ حالا ديگر نوه اش بانويي شده بود و مادر چند فرزند بود.

به حرمت مادر بودنش حتي در اوج بيماري چيزي از او نخواست. با همان حال ناخوش، دوباره روي تشک نشستند و چادر شب نارنجي و سفيد چارخانه‌اش را روي پاهايش انداخت و کتاب را در دست گرفت و با تورقي آرام وراندازش کرد. انگار استقلال و آزادگي در خونش جريان داشت...

سنگين و پر حجم خاطرات را رقم زدي آقا

در حيرتم که تو را در کدام لحظه خاطره آفرين زندگي جاي دهم تا بيشترين اوج حضورت را احساس کنم. حرف بي بهانه مي خواهم، مي خواهم بگويمت، اما تو چه باشي و چه نباشي عين "بودن" هستي. تو اوج آرامش و احترام و احساس بودي آقا...

چه قدر فاصله داري با آدم هايي که بدون ذره بين مي شود آمد و رفت‌شان را در خيال ديد اما جاي گام هايشان هرگز نمي ماند؛ تو آن قدر پر حادثه به ذهن مي آيي و با آن آرامش ناگفتني مي نشيني و لحظه هايم را خدايي مي کني که سال ها جاي خاطرات و تجلي بودنت در انتزاع مي ماند و آغازي دوباره برايم رقم مي خورد.

نشسته بود گوشه اتاق و هندوانه قرمز و خوش رنگ و لعابي را مي‌خورد. آرام و با چهره اي که نه لذتي را نشان مي داد و نه ناراحتي را... باز هم مثل هميشه آرام.

يکي از ياران وارد اتاق شد و کنارش نشست. امور را از آقا پرسيد و آقا آرام هندوانه را با قاشق مي تراشيد و مي خورد. هندوانه قرمزي بود ميهمان تشنه... وقتي متوجه شد. اشاره کرد تعارف نمي کنم؛ زيرا اين هندوانه هندوانه شيريني نيست...

در کلامش مکثي کرد. انگار چشم هايش را آب درون جلا داده بود. انگار بغض کرده بود. اما آرام و بي صدا اين بغض تيز و تند را فرو خورده بود. گفت: "دلم در اين گرماي هوا هندوانه خواست. در موقعيتي که شايد کسي نتواند هندوانه اي تهيه کند. دوستي برايم هندوانه آورده بود. دل هوس کرده بود و براي تنبيه دل هندوانه شکستم و خوب نمک زدم و بالاجبار هندوانه شور و شيرين را مي خوردم تا ديگر اينگونه دلم هواي خوردن نداشته باشد... تعارف نمي کنم. چون طعم خوبي ندارد..."

آقاي رازهاي هستي، خواندني ترين شعر زمانه است

آقا؛ چه قدر خواندني مي شوي وقتي قرار است تو را بدانيم و چه قدر نوشتن براي چون تويي سخت است وقتي بر بند بند اشعارت چشم مي دوزيم و مي خوانيم:

رازي است درون آستينم / رمزي است برون ز عقل و دينم

در زمره عاشقان سرمست / بي قيد ز عار صلح و کينم

در جرگه طير آسمانم / در حلقه‌ي نمله‌ي زمينم

در ديده‌ي عاشقان چنانم / در منظر سالکان چنينم

دلباخته‌ي جمال يارم / وارسته‌ي روضه برينم

با غمزه چشم گلعذارم / بيزار ز ناز حور عينم

گويم به زبان بي زباني / در جمع بتان نازنينم

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387;ساعت 12:11;  توسط حزب الله افغانستان;  | 

سومين سالگرد کوچ محمدرضا آقاسي

 

 زندگینامه

محمدرضا آقاسی در 24 فروردین ماه 1338 در خانواده مذهبی در شهر تهران دیده به جهان گشود. او در دامان مادری مهربان و پارسا و تحت تعلیم و تربیت پدری متدین و با ایمان رشد یافت. پدرش حاج قاسم آقاسی قاری قرآن بود. مادر او شاعر و مداح اهل بیت (ع) بود و در خانه علاوه بر تربیت صحیح فرزندان برای آنها اشعار حافظ، دیوان جوهری و تذکرة الاولیاء می خواند. محمدرضا آقاسی تحت تأثیر محیط خانواده پا در وادی شعر و ادب گذاشت و به مدد استعداد و پشتکار فراوان و اراده خستگی ناپذیر خود قله های رفیع ادبیات را فتح نمود و بنیانگذار فصل نوینی در ادبیات ایران و بالأخص شعر مذهبی گردید.

آقاسي مدتي نيز در جبهه‌هاي جنگ در مناطق شوش دانيال و جزيره مجنون و سه راه جفير و شلمچه بود. شاعر مثنوي ‌سرا كه مثنوي‌هاي شورانگيز او در حال و هواي جبهه و دفاع مقدس با قرائت حماسي خود در خاطره‌ها مانده است.

و عاقبت در بامداد سوم خرداد ماه 84 همزمان با نوای اذان صبح و سالروز رهایی خرمشهر، شیعه ترین شاعر بسیجی، خاک پای اهل بیت(ع)، "محمدرضا آقاسی" در ملکوت اعلی قرار یافت و به وصال یار رسید.

پنجشنبه ۵/۵/۸۴ ستاد معراج شهدای تهران شاهد خیل عظیمی از رهپویان و عاشقان حسینی بود که برای وداع و تشیع پیکر پاک شاعر اهل بیت (ع) زنده یاد حاج محمد رضا آقاسی به آنجا آمده بودند.

 

 یکی گوید سراپا عیب دارم
یکی گوید زبان از غیب دارم

نمی دانم که هستم هرچه هستم
قلم چون تیغ می رقصد به دستم

نه دِئبـِل نه فَرَزدَق نه کُمِیتَم
ولیکن خاک پای اهل بیتم

الا ساقی مستان ولایت
بهار بی زمستان ولایت

از آن جامی که دادی کربلا را
بنوشان این خراب مبتلا را

چنان مستم کن از یکتا پرستی
که از آهم بسوزد ملک هستی

هزاران راز را در من نهفتی
ولی در گوش من اینگونه گفتی

زاحمد تا احد یک میم فرق است
جهانی اندرین یک میم غرق است

یقینا میم احمد میم مستیست
که سرمست ازجمالش چشم هستیست

زاحمد هر دو عالم آبرو یافت
دمی خندیدو هستی رنگ وبو یافت

اگر احمد نبود آدم کجابود
خدا را آیه ای محکم کجا بود

چه می پرسند کین احمد کدام است
که ذکرش لذت شُرب مدام است

همان احمدکه آوازش بهار است
دلیل خلقت لیل النهار است

همان احمد که فرزند خلیل است
قیام بت شکن هارادلیل است

همان احمدکه ستارُالعیوب است
دلیل راه و علّامُ الغیوب است

همان احمدکه جامش جام وحی است
به دستش ذوالفقار امر و نهی است

همان احمد که ختم الانبیاء شد
جناب کُنتُ کنزاً مخفیا شد

همان اوّل که اینجا آخر آمد
همان باطن که برما ظاهرآمد

همان احمد که سرمستان سرمد
بخوانندش ابوالقاسم محمّد

محمد میم و حاء و میم و دال است
تدارک بخش عدل و اعتدال است

محمد رحمةٌ للعالمین است
شرافت بخش صد روح الامین است

محمد پاک و شفاف و زلال است
که مرآت جمال ذوالجلال است

محمد تا نبوت را برانگیخت
ولایت را به کام شیعیان ریخت

ولایت بادۀ غیب و شهود است
کلید مخزن سرّ وجود است

محمد با علی روز اخوت
ولایت را گره زد بر نبوت

محمد را علی آیینه دار است
نخستین جلوه اش در ذوالفقار است

به جز دست علی مشکل گشا کیست
کلیدکُنتُ کنزاًمخفیا کیست

کسی دیگر توانایی ندارد
که زخم شیعه را مرهم گذارد

غدیر ای باده گردان ولایت
رسولان الهی مبتلایت

ندا آمد ز محراب سماوات
به گوش گوشه گیران خرابات

رسولی کز غدیر خم ننوشد
ردای سبز بعثت را نپوشد

تمام انبیاء ساغر گرفتند
شراب از ساقی کوثر گرفتند

علی ساقی رندان بلاکش
بده جامی که می سوزم در آتش

مرا آیینۀ صدق و صفا کن
تجللی گاه نور مصطفی کن

                                        

پروردگارار:
به من آرامش ده تا بپذیرم انچه را نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده تا تغییر دهم هر آنچه را می توانم تغییر دهم
بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند

                                                                                                   مرحوم آقاسی

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387;ساعت 18:34;  توسط حزب الله افغانستان;  | 

کمک تسلیحاتی عربستان به مخالفان حزب الله

               

چاپ
۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۷

عصر ایران- عربستان با موافقت آمریکا در طول ماه های اخیر تسلیحاتی برای شبه نظامیان وابسته به رهبران ضد سوری لبنان فراهم کرده تا این شبه نظامیان را در مقابل جنبش حزب الله تقویت کند.
مقامات آگاه امنیتی به پایگاه خبری آمریکایی ورلد نت دیلی (WND) گفتند: "سلاح های عربستان طی چند ماه گذشته در اختیار شبه نظامیان وابسته به ولید جنبلاط، رهبر حزب سوسیالیست ترقی خواه، سعد حریری، رهبر جناح اکثریت پارلمان و امین جمیل، رییس جمهور سابق لبنان قرار گرفته است."


این اطلاعات پس از آن افشا می شود که طی روزهای اخیر درگیری های خیابانی شدیدی بین افراد مسلح هوادار جناح حاکم با نیروهای حزب الله در داخل و حومه شهر بیروت به وقوع پیوسته که در این طول این درگیری ها چندین نفر کشته و مجروح شده اند.


این گزارش همچنین پس از آن منتشر می شود که طی ماه های اخیر یک مناقشه دیپلماتیک بین عربستان و سوریه رخ داده به نحوی که ظاهرا هر دو کشور در تلاش برای اعمال کنترل بیشتر بر صحنه های سیاسی خاورمیانه هستند.


به گفته منابع امنیتی، سلاح های سعودی توسط افراد مسلح هوادار جناح حاکم علیه نیروهای حزب الله در طول درگیری های اخیر خیابانی استفاده شده است.


علاوه بر این احتمال می رود در طول درگیری های روز یک شنبه بین حزب الله و هواداران جنبلاط در منطقه "عالیه" در شرق بیروت از سلاح های ارسالی عربستان استفاده شده باشد.


به گفته مقامات بخش عمده این سلاح ها شامل تفنگ، نارنجک و تجهیزات جنگی همچون چادر نظامی و دوربین های دید در شب هستند.


هفته گذشته به دنبال تصمیمات دولت لبنان علیه شبکه ارتباطات نظامی حزب الله، درگیری های گسترده ای بین هواداران جناح حاکم و این جنبش در بیروت آغاز شد که بر اثر آن حزب الله بخش عمده غرب بیروت را به تصرف خود درآورد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387;ساعت 16:3;  توسط حزب الله افغانستان;  | 

قتل عام مردم به شيوة جديد وسکوت دولتمردان

جواد سروي         

به گزارش تعدادي از خبرگذاري ها و روزنامه ها که با چاپ تصاوير تکان دهنده يي از کودکان ناقص الخلقه و عجيب الخلقه همراه مي باشد که علت آن مصرف زياد يورانيم در بمبهاي مصرفي اردوي امريکا است که هر چند همه مردم عراق و افغانستان را در معرض تشعشات ناشي از مواد راديو اکتيف اين نوع بمبها قرار داده است، اما در مادران باردار به تناسب سن جنين اين تشعشات باعث تغييرات در شکل گيري اندامهاي مختلف جنين مي شود.

از زمان حضور نيروهاي خارجي در کشور و در جريان زد وخوردها ميان اين نيروها و مخالفين حکومت تاکنون چندين ولسوالي با ساکنينش با خاک و خون يکسان شده است وصدها هموطن بي گناه ما به شهادت رسيده اند. با چنين وضع نگران کننده يي خبر تازه يي مبني بر استفاده اردوي امريکا از سلاح يورانيمي را مي شنويم که اثرات زيانبار آنرا به نقل از مطبوعات ذکر نموديم.

بر همگان کاملاً روشن است که جامعة بين المللي وحتي خود دولت افغانستان چشمان خود را در برابر اين مصيبت بسته است و تنها در مواقعي که فشار افکار عمومي ناشي از کشتار افراد ملکي روي دستگاه حکومت وارد ميشود، آن وقت مسؤولان مملکتي تنها با ابزار تأسف و اعلام همدردي بسنده ميکنند! و اين مساله آنقدر تکرار شده است که مردم ديگر اميدي به دولت مردان خويش جهت رسيده گي براي جلوگيري از اين نوع حادثات ندارند و متاسفانه عين اين ندانم کاري حکومت همانند بيماري ساري به شوراي ملي نيز سرايت نموده است وکلاي پارلمان در چنين مواردي با تاخير چند روزه با ابراز تأسف هيئتي را به منطقه حادثه ديده اعزام ميکنند که با گذشت زمان نه نتيجه کار آن هيئت مشخص ميگردد و نه جلو تکرار حوادث و کشتار افراد ملکي گرفته ميشود؛ بلکه بر عکس خبرهاي وحشتناکتر مانند استفاده خارجيان از بمبهاي خطرناک يورانيمي به گوش مي رسد. چنين اعمالي از جانب اردوي امريکا مشخص مي سازد که در حکومت و پارلمان افغانستان هيچ گوش شنوايي براي شنيدن ناله کودکان و زنان افغان وجود ندارد.

شما ببينيد اگر يک مسيحي در گوشه يي ا زجهان اذيت و آزار شود حکومت ها و سازمان هاي بين المللي چه جنجالي به راه مي اندازند، در حالي که سوختن ولسوالي هاي کشور را در آتش حقد و کينه و آواره شدن و پناه بردن ساکنان آن را به کوه ها نمي بينند و ناله هاي سوزناک پير زنان و پير مردان و يتيمان را نمي شنوند.

کاملاً واضح است؛ زيرا مردم پنجوايي، مردم موسي قلعه ، مردم زابل و هه مردم افغانستان مسلمان اند و (مسلمان) مشمول قوانين حقوق بشر نمي شود؛ ولي مطلب ديگر در اين زمينه که قابل تأمل است ظلم مخالفين حکومت حاکم که خود را مسلمان مي دانند، بر اين ملت ستم ديده و بيچاره است، مردمي که در معرض حملات وحشيانه و کور کورانه دو طرف درگير قرار گرفته اند و همگان از ياري رساندن به آنها شانه خالي ميکنند.

مخالفين حکومت، حکومت را متهم به وابسته گي به خارج مي نمايند و به اين دليل جنگ را پيشه ساخته اند و دولت افغانستان نيز مخالفين را مزدور پاکستان مي نامد و به آنها سرجنگ را گرفته است. در اين ميان کسي که بسيار فعال عمل ميکند و تمام نقشه هاي خود را بدون هيچ مشکلي اجرا مي نمايد کشورهاي خارجي مثل امريکا و پاکستان و نوکران داخلي آنان است.

امريکا که از حضور نظامي اش اهداف سياسي و بيشتر اقتصادي را دنبال ميکند و پاکستان که آرامش خود را در نا امني افغانستان مي داند و در پي حکومت دست نشانده و نوکر در اين کشور است؛ اما در ميان چنين خواسته ها و تمايلاتي خانه ها ويران ميشود، زنان بيوه ميشوند، کودکان يتيم ميگردند، زمين ها و محصولات کشاورزي را به آتش مي کشند و دو طرف در گير جنگ، حتي به دام ها و حيوانات نيز رحم نميکنند.

مردم درمانده جنوب کشور نيز اگر از کشته شدن نجات يابند، اثرات جنگ آنها را رها نميکند و مخصوصاً اثرات راديو اکتيف ناشي از بمبهايی که اردوي امريکا از آن استفاده ميکند سالها به جا خواهد ماند و مي بينيم که در اين گيرو دار و جدال تنها مردم بي دفاع و مظلوم کشور که هيچ ياوري ندارند قرباني بازي هاي شوم دو طرف ميشوند.

ظلمهاي از اين دست بيش از آن است که در يک مقاله بگنجد، کشتار بي گناهان نمونه هايي است که خود نيروهاي خارجي و حکومت بدان اعتراف دارند، آنچه در اين مقاله مورد تأکيد است اين که دولتداري و حکمراني مانند هر بخش ديگر آگهي و ابزار خود را مي طلبد، که بايد فراهم آيد.

لازمه دوام سلطه حکومت مردمداري و رضايت مردم از مسؤولان است و اگر فاصله ميان حکومت و مردم ايجاد شود و اين فاصله روز به روز بيشتر و بيشتر گردد اين امر به خودي خود زمينه را براي سقوط يک حکومت مهيا مي سازد که در کشور ما نيز متاسفانه روز به روز فاصله ميان حکومت و مردم بيشتر و بيشتر ميشود و اگر دولت مردان ما به خود نيايند اين ندانم کاري بعضي مسؤولان و اشتباهات نيروهاي خارجي مستقر در کشور زمينه سقوط دولت را فراهم مي نمايد.

اما رسالت و وظيفه بعضي مسؤولان دلسوز به مردم و متفکرين و روشنفکران خدا انديش و کساني که خدا و مصلحت خلق را در نظر دارند اين است که ضمن دعوت گروهها ومردم به آرامش دولت و نيروهاي خارجي را متوجه عملکردها و اشتباهشان نموده و توطئه انديشان را از خواب سنگين بيدار سازند. تا کمي به خود آيند و دست از اشتباهاتي که منجر به تباهي کشور ميشود بردارند که در غير آن عواقب بسيار خطرناکتر از آنچه که در تصور بگنجد در انتظار خواهد بود و تاريخ نيز درباره عملکرد آنان قضاوت خواهند نمود.                                

کودک افغان در بیمارستان - عکس آرشیوی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387;ساعت 18:9;  توسط حزب الله افغانستان;  | 

افتضاح نماينده گان  پارلمان افغانستان!

با گذشت هر روز، پرده از چهره واقعي بعضي نماينده گان باد آورده و خادمان قلابي دور شده، مشت ها باز و چهره ها عريان مي گردد، آنچه روز سه شنبه نماينده گان در پارلمان اجرا و به نمايش گذاشتند، كمتر از افتضاح و شرمساري حادثه هشتم ثور نبود.

زيرا اگر در هشتم ثور دشمن با سلاح گرم و سخت افزار عليه آبرو، اعتماد و جشن مردم انجام داد، بعضي نماينده گان اينكار را با سلاح سرد منازعه، مناقشه و رويكرد نرم افزاري (ايجاد تفرقه و راه اندازي كمپاين به نفع وزرا) انجام دادند؛ اگر در هشتم ثور حدود سيزده نفر هموطن ما كشته و يا زخمي گرديد، ديروز ميلونها افغان زخم بي كفايتي و داغ نا اميدي نصيب شدند؛ اگر در هشتم ثور تنها ظرفيت و مديريت مسؤولان نظام زير سوال رفته بود، در دهم ثور، اهليت و شخصيت افغانها به حيث كشور با سابقه پنجهزار ساله سوال بر انگيز و تحريف شده گرديد.

بناً دردمندانه و سوگمندانه، بارهاست كه مردم هم از طرف دشمنان و مخالفان مسلح زخم مي خورند و هم از درون نه از عقب بلكه از روبرو، ترور شخصيت مي شوند و با احساسات، اعتماد و امانت شان توسط بعضي نماينده گان بازي صورت مي گيرد چون آنها بحيث قاچاقبران عزت و حيثيت ملي و بين المللي كشور در خانه ملت مستقر تا راه معامله را در پيش گيرندو هر روند بر حسب منافع و مصالح ملي را سبوتاژ كنند. اينها قهر شان زياد و زور شان كم بوده ، اولا خشم ميگيرند و تصميم بعدا در باره موضوع فكر ميكنند .

سوال در اينجاست وقتي كه نماينده گان اين صلاحيت، درايت و ظرفيت را ندارند تا پاسخگوي آرمانها و اراده مؤكلان و ملت شان باشند، چرا همواره با احساسات و انتقادات تصميم به مؤاخذه مسؤولان بيكفايت ميگيرند مگر بعد از آنكه برادر، پدر و يا اقارب نزديك شان ولسوال، قوماندان امنيه ميشود و يا از بورس خارجي و كمك هاي مالي مستفيد ميگردند، بالاي آن آتش كاذب و مصنوعي، آب سرد معامله انداخته مي شود و همه چيز گل و گلزار ميگردد؟ گرچه هزينه بي كفايتي مسؤولان اجرايي و يا نماينده گان تقنيني را مردم مي پردازند و قرباني ميدهند، اما آن نماينده گان وارداتي و انتصابي حلقات خارجي بايد بدانند كه دست محاسبه و محاكمه مردم سر انجام گلوي پر از عقده و شكم سير شده از رشوت و فساد آنها را خواهد فشرد و انتقام از آنها گرفتني است، زيرا اينها هستند كه اختلاف، تفرقه، بد بيني، مصيبت، درد و فقر را به مردم ميقبولانند و آنرا عليه يكديگر تيوريزه و كاناليزه مي كنند.

از مردم شريف، كه فريب وعده هاي اين نماينده گان و داعيان دروغين خدمت را خورده اند، ميخواهيم كه بار ديگر و در نوبت بعدي با شناسايي درست خادمان و خاينان شان با دقت و امانت داري رأي داده و نگذارند بار ديگر از نشاني خود شان عليه آرمانهايشان توطئه و فتنه صورت گيرد. بهتر است همه يكصدا اين نماينده گان را سلب اعتماد كرده و به تاريخ بسپاريم تا درس عبرتي باشد به كساني كه در دوره هاي بعدي اشتياق وارد شدن به خانه مردم را دارند.

 چراغ

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387;ساعت 15:12;  توسط حزب الله افغانستان;  | 

توطئه ترور "کرزاي" از يک ماه پيش برنامه ريزي شده بود

رئيس سازمان اطلاعاتي افغانستان اعلام کرد که پيش از اين به "حامد کرزاي" رئيس جمهور اين کشور در موردسوء قصد به جان وي هشدار داه بوده است.

 "امرالله صالح" رئيس سازمان اطلاعات افغانستان به پارلمان  کشور گفت که توطئه ترور "حامد کرزاي" از بيش از يک ماه پيش برنامه ريزي شده بوده و اتاقي که از آن به سمت رئيس جمهور تيراندازي شده از 45 روز پيش اجاره شده بوده است.
"کرزاي" و ديگر مقامات بلندپايه افغانستان از تيراندازي و انفجارهاي روز يکشنبه جان سالم به در برده بودند.
در اين مراسم که به مناسبت ورود نيروهاي مجاهدين به کابل برگزار شده بود يکي از معاونين "کرزاي" کشته شد و چندين تن ديگر نيز زخمي شدند.
طالبان مسئوليت اين سوء قصد نافرجام را برعهده گرفته است.
"امر الله صالح" رئيس سازمان اطلاعات افغانستان اعتراف کرد که ضعف نيروهاي امنيتي اين کشور موجب اين سوء قصد بوده و کوتاهي نيروهاي امنيتي اين کشور در محافظت از رئيس جمهور را به گردن گرفت.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387;ساعت 12:54;  توسط حزب الله افغانستان;  | 


ردپاي پنتاگون در حملات 11 سپتامبر

يك پايگاه اينترنتي ادعاي دست داشتن شبكه القاعده را در حملات 11 سپتامبر مشكوك و ساخته و پرداخته وزارت دفاع آمريکا ( پنتاگون) دانست.

به گزارش سرويس اخبار ويژه خبرگزاري آريا؛ پايگاه اينترنتي اينفووارز روز پنج شنبه به نقل از كارشناسان اعلام كرد، پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 تاكنون در آمريكا مصاحبه ها و نوارهاي صوتي و تصويري زيادي از اسامه بن لادن منتشر شده است كه درآنها رهبر القاعده در ابتدا دست داشتن اين شبكه در حملات 11 سپتامبر را تكذيب مي كرد.

به نوشته اين پايگاه اينترنتي، به مرور زمان بن لادن در نوامبر 2007 در يك فيلم مدعي شد القاعده به طور انحصاري در حملات 11 سپتامبر دست داشته است و رهبران طالبان پيش از اين حمله هيچ اطلاعي از آن نداشته اند.

در حاليکه سازمان جاسوسي آمريكا (سيا) درآن زمان اين فيلم را تاييد کرد اما برخي كارشناسان در جهان اسلام اصل بودن اين فيلم را زير سوال بردند.

"استيو "و" پل واتسون "از پايگاه اينترنتي اينفووارز دات نت مي گويند سازماني كه فيلم ها و نوارهاي مربوط به بن لادن را توليد مي کند وابسته به پنتاگون است.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387;ساعت 15:52;  توسط حزب الله افغانستان;  | 

60سال جنايت در پناه آمريكا چاپ
۲۲ فروردين ۱۳۸۷
Image

اينكه چرا اسرائيل اينقدر براي آمريكا و دنياي غرب اهميت دارد براي مردم جهان هميشه مورد سوال بوده است . اما پاسخ اين پرسش روشن است ! رژيم اشغالگر قدس در واقع يك منطقه مهم و قطعه استراتژيك سرزميني براي آمريكا در قلب دنياي اسلام محسوب مي شود و اساس و ريشه نفوذ آمريكا در خاورميانه به شمار مي رود.
اكنون نزديك به 60 سال از اشغال سرزمين فلسطين و تشكيل رژيم جعلي اسرائيل به دست دولت انگليس مي گذرد . اشغال سرزمين حاصلخيز فلسطين و قدس شريف...


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387;ساعت 16:27;  توسط حزب الله افغانستان;  | 

آويني به روايت خاطرات باران خورده/ وداع شاهانه سيد شهيدان اهل قلم...
دماي جان تو با آب و هواي اين جهان سازگاري نداشت

با شوق، با کنجکاوي و با يک شاخه گل مريم به ديدارش رفتم - در دفتر سوره -اولين بار بود او را ديدم ،دست داديم ،يک ديگر را بوسيديم. در اتاق بوي کاغذ ،بوي گل مريم (که مي گفت مريم را بيش از هر گلي دوست دارد) و بوي سادگي نجيبانه اي در هم آميخته بود .وداع شاهانه سيد مرتضي با زمين و زمان براي آنها که سنگ‌دل نشده‌اند و بر گوش و چشم خويش پرده ندارند، حرف آخر بود و اتمام حجت، اما حتي پيش از اين نيز، آشنايان مي‌ديدند که سيد اصلا سيد است، چيزي از مستي و بي‌خودي در خميره‌ي وجودش بود و برقي از حسرت و گم‌گشتگي در نگاهش مي‌درخشيد.

- خبر شهادت تو آمد، جمعه بود، روز انتظار. رفته بودي روي مين. به همين سادگي! مريم فکر مي کرد که زخمي شده اي؛ فکر مي کرد ميان آن گرگ و ميش و سايه روشن صبح، ميان آرامش مطلق روزهاي بهاري بود که انگار رفته بودي تا گل هاي مريم را آب بدهي. عطر گل هاي باران خورده مريم اما، آن روز بدجوري در شهر پيچيده بود.

ديگر نداشت تو را اما...

مريم بچه ها را فرستاده بود تا مدرسه، فرستاده بود تا مثل تو شوند، فرستاده بود به اين اميد که آن روز آرمانش مي آيد و زير بال و پر افکار بچه ها را مي گيرد. مريم مي گفت: "مادر و پدرش آمدند، گفتند ديگر ندارمش!"

مي گفت: "نمي دانم چه حالتي بود. فقط اين اتفاق را، در آن ساعت طبيعت، خيلي روحاني مي‌ديدم. اين وضع هميشه برايم عجيب بود که چه‌طور است عکس‌ها هميشه مي‌مانند و انگار زمان بر آن‌ها نمي‌گذرد. در آن لحظه‌ها اين توهم جاودانگي در عکس و تصوير برايم شکست. آن موقع يک دفعه حس کردم که اين‌ها چه‌قدر واقعيت ندارند و مرتضي چه‌قدر "هست"..." 

باشگاه جواني برنا/ بنت الهدي صدر
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387;ساعت 13:19;  توسط حزب الله افغانستان;  | 

 

غرب ناسپاس و کفر پيشه

 

جواد سروری

خصومت غربي ها با اسلام بي وقفه در بستر تاريخ جريان داشته وهمچنان ادامه دارد و عامل آن را بايد در تجليات معارف اسلام کاويد، چون زماني که مي بينند در برابر درخشش خورشيد بي غروب اسلام، رياکاري هاي آنها رو به شکست نهاده براي سيراب کردن عطش شکست، اقدام به اهانت نسبت به اسلام و پيامبر (ص) مینمایند.

البته اين اسلام ستيزي هم زمان با ظهور اسلام و در عهد پيامبر اکرم (ص) آغاز شد و چنان که آيات کريمه (سوره مائده آيه 82) تاکيد ميورزد سر سخت ترين دشمنان اسلام همان کفار ويهوديان اند که آتش افروز فتنه ها ميباشند.

در تصديق اين حقيقت قرآني، قابل توجه است که امروز نيز عناصر فاسد صهيونيست، همان خط مشي گذشته گان شان را که قرآن متذکر شده، دنبال ميکنند و مسيحيت نيز در اين زمينه، بازيچه يهود بوده و شاهرگ اقتصاد، سياست و فرهنگ آنها در دست محافل صهيونيستي است. اين سياست ضد بشري وضد اسلامي در بسياري از کشورها و جديداً دنمارک  و هلند رخنه

کرده است و نشانهء آن رفتار نا بخردانه يي است که کارگردان هلندی و روزنامه يي دانمارکي

 نسبت به قرآن و پيامبر اسلامي (ص) روا داشت؛ نظير آنچه که در

گذشته نيز در دنياي غرب اتفاق

 افتاده است.

دشمني و خصومت غربي ها با اسلام و مسلمين در حالي است که غرب، مديون فرهنگ و تمدن اسلام ومسلمين است. در آن زماني که غربي ها در لجنزار جاهليت و بربريت قرون وسطايي غرق بودند و ارتجاع مسيحي محاکم کليسايي و تفتيش عقايد، دانشمندان را محاکمه ميکرد و در آتش ميسوزانيد، اين مسلمانان بودند که نور علم، دانش، تمدن و فرهنگ را به غرب گسترش دادند و به قول گوستاولو بون غربي ها را تربيت کردند، که نمونه آن تمدن اسلامي در آندلس و شگوفايي علم و دانش در آن سر زمين تاريک و عقب افتاده است.

داکتر گوستاولوبون فرانسوي در اين باره ميگويد: "تمدن اسلام تسلط فوق العاده يي بر تمام عالم داشته است، نفوذ اخلاقي همين مسلمانان زائيده اسلام، آن اقوام وحشي اروپا را داخل در طريق آدميت نمود و ... تا ششصد سال استاد ما اروپائيان بودند."

غرب کافر پيشه، اين خدمت و نعمت را که اسلام برايش ارزاني داشت، با ناسپاسي تمام که خصلت و خوي غربي هاست پاسخ داد. نمونهء آن قتل عام هاي مسلمين در آندولس اسلامي، بيت المقدس و همجوم صليبيان خون خوار و وحشي بر کشورهاي اسلامي است که صفحات ننگباري از بربريت غرب را به نمايش گذاشت.

ماجراي تکان دهندهء جنگهاي صليبي به قدري براي جهان مسيحي و غرب رسوا کننده بوده است که پس از نهصد سال که از آن جنگ ها ميگذرد، در سال 1377 گروهي از مسيحيان آلباني به نام گروه عذر خواهي مسيحي در حرکت نمايشي به کشورهاي اسلامي سفر کردند تا از جنايات گذشته گان خود عذر خواهي نمايند. مدير امريکايي اين حرکت چنين اظهار کرده بود: "ما از آنچه در جنگهاي صليبي رخ داده شرمنده هستيم و هنوز برخي از تفکرات صليبي در ميان غربي ها رواج دارد." حقيقت همين است که بر زبان مدير آن گروه به صورت عذر خواهي جاري شده بود.

وقايع بوسنيا و هرزگوين (دهه هفتاد) و قتل عام هاي بي رحمانه مردان، زنان، کودکان و اعمال بي رحمانه ديگر نسبت به مسلمانان و نواميس آنها در قلب اروپا به دست صربها و حمايت غربي ها نشان داد که کينه ديرينه غرب با اسلام، آتشي است که هر از چند گاه شعله ور ميشود و اين در حالي بود که مجامع حقوق بشر غربي و محافل کليسايي به تماشا ايستاده و برخي نيز چون کليساي اردتوکس به رهبر جنايتکار صربها، نشان افتخار دادند، با اين که همين غربي ها در قضيه محکوميت سلمان رشدي مرتد، به دليل اهانتي که به اسلام و پيامبر (ص) نموده همواره از حقوق بشر و آزادي سخن ميگويند و کتاب کفر آميزش را به زبان هاي مختلف چاپ ميکنند و اکنون مي بينيم که هر کجاي ديگر جهان اسلام که جنايات وکشتار وفساد رواج شده است! جاي پاي امريکا و غرب ديده ميشود نظير آنچه در فلسطين و عراق و افغانستان ميگذرد، امروزه نيز شاهد صليبی گري ديگري به شيوهء جديد آن و اين بار از سوي روزنامه يي دنمارکي وکارگردان هلندی زير نگاهي محافل کليسايي و مجامع مدعي حقوق بشر هستيم.

اما آنچه که مسلم است اين اهانت به اسلام و پيامبر (ص) واکنش نفوذ و گسترش اسلام واقعي کفر ستيز است که وحشت در دل غربي ها افتاده و بارها به آن اعتراف کرده اند، و هر شخص هم در اين راستا فعاليت نمايد محکوم خواهد شد و آنجا ديگر آزادي بيان کار بردي نخواهد داشت که نشانهء آن رفتار نا بخردانه يي است که محکمه يي سوئيسی درباره نويسنده يي داشتند که با ارايه اسناد تاريخي به انتقاد از يهوديان و مظلوم نمايي هاي شان پرداخت؛ مانند آنچه که در محکمه هاي فرانسوي نسبت به "روژه گارودي" عمل شد و اين نشان ميدهد که عوامل صهيونيستي در کشورها رخنه کرده و آنها را به بازيچه گرفته است.

همچنان که رسانه هاي عمدهء جهان (از جمله روزنامه دانمارک) نيز در دست اين شياطين فاسد است. به هر حال به جاست تا دولت آقاي کرزي مراتب انزجار دولت و ملت افغانستان را به اطلاع مقامات دانمارکي و هلند برساند و به عنوان يک کشور اسلامي از آنها بخواهد تا از چنين اقداماتي در آينده جلوگيري گردد. اگر دولت در اين مورد عکس العمل جدي از خود نشان ندهد، ممکن است مانند قضيه اهانت به قرآن شريف که در گوانتانامو صورت گرفته بود، بار ديگر خشم مردم به جوش آيد که عواقبي خوبي در پي نخواهد داشت.

گروهي دیگری که در اين قضيه از خود بايد عکس العمل شديد نشان دهند، رسانه ها و مطبوعات کشور ميباشند، افشاي چهره واقعي دنياي غرب و فرهنگ شکست خورده و خوي اسلام ستيزي آنان و بيدار ساختن جامعه امروزي، يک وظيفه است بر دانشمندان، محققان، صاحبان قلم و سخن، مسؤولان متعهد و آناني که به هر نوع بتوانند، سلاح تبليغي به دست گيرند و به مصاف آيند. اگر کمي دقت کنيم، دنياي غرب در برابر تجلي پر صلابت اسلام آنچنان زبون و بيچاره شده اند که قابل تصور نبوده است و اين خود باعث دلگرمي است.

خلاصه اين که، اين مساله يک آزمايش الهي و تاريخي است براي انديشمندان، محققان و نويسنده گان ما و آينده گان نيز درباره آن قضاوت ميکنند و محکمه عدل الهي در آخرت به انتظار ماست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387;ساعت 13:0;  توسط حزب الله افغانستان;  |